در اين هزارهء دلواپسى ، هزارهء درد * تمام پنجره انتظار پلك نبست
شكست قامت صبر هزار سالهء ما * ولى طلسم جدايى ميان ما نشكست
چه جادهها كه به ديدار دوست مىپيوست * هنوز هم كه هنوز است مىشود بنبست
رسيد هرچه به بنبست ، مىرسيد به ما * به اعتقاد شما سهم ما هنوز كم است ؟
دردِ درد
كجاست دردشناس ؟ كه دردِ درد بگوييم * از اينكه نان به ايمان ما چه كرد بگوييم
گليم سادگى ما به كنج موزه نرفتهست * كه صاف و ساده به بىدرد ، دردِ درد بگوييم
چه بهتر است كه آيينه پيش رو بگذاريم * تمام يا كمى از درد را به مرد بگوييم
كنون كه واژهء فرياد را بلند نوشتيم * پيام درد به بىدرد با نبرد بگوييم
به رغم گرمى بازار عافيتطلبىها * سلام گرم خوشى را جواب سرد بگوييم
به آن گروه كه سرخى رداى قامتشان شد * ز شرمسارى اين چهرههاى زرد بگوييم
چه مشكل است كه يكعمر مرد مرد بماند * و ما هميشه به يك مرد دردِ درد بگوييم
ممكن نيست
تخمين مقام شهدا ممكن نيست * يكذرّه هم از خدا جدا ممكن نيست
صاحب نظران ! تلاش بىجا نكنيد * تشخيص شهيد از خدا ممكن نيست
نقش بر آب
سرهاى بريده شيعه را مىترساند * اسرار نگفته روى لبها مىماند
شد نقشبرآب آخرين نقشهء خصم * وقتى كه سرِ بريده قرآن مىخواند