سروش ( 1315 )
حسن على محمودى « 1 » كه در شعر « سروش » تخلّص مىكند و به سروش گيلانى نيز شهرت يافته است ، فرزند اسماعيل ، در سيزدهم ارديبهشتماه 1315 شمسى در شهر لنگرود در خانوادهاى متوسط الحال قدم به عرصهء حيات گذاشت .
على محمودى مىگويد : « پدرم همواره در پى كارش بود و آتش به انبارش ، امّا مادرم قدّيسى بود و تافتهاى جدابافته از همهء مادران روزگار ، كه نسبش هم به سلسلهء پور مؤمن حكيم و منجّم مىرسد ، اهل معرفت بود و مفسّر قرآن و معلّم همهء كسانى بود كه در شهر داعيهء تعليم و تعلّم داشتند . در درس و مشقم سختگير بود و بىگذشت .
وقتى به اوّلين شعرم گوش دل سپرد ، مهربانانه مرا به نرمى كلام سفارش كرد و وقتى شنيد كه به خاطر سرودهام از مدير دبستان گوشمالى شدهام ، به مدرسه آمد و از مدير توضيح خواست . پاسخ هرچه بود قانع نشد و اين سخن آنروز اوست : « صلهء سخن موزون جزاى ناموزون نيست » پس مشوّقم در سرايش سياه مشقم مادرم بود . »
سروش تحصيلات ابتدايى و متوسّطه را در زادگاهش به انجام رسانيد ، آنگاه رهسپار تهران شد و به دانشكدهء معقول و منقول راه يافت و رشتهء فلسفه را پى گرفت و سرانجام به اخذ ليسانس توفيق يافت و يك سال هم دورهء دكترى معقول را دنبال كرد ،
هامش
( 1 ) - آنگونه كه شاعر براى نگارنده نوشته است ، نامش « حسن » و نام خانوادگىاش « على محمودى » است كه همه جا او را به نام حسنعلى محمودى گفته و مىنويسند .