سرسبز ساقهها را * حتى
بر شاخههاى خشك * مىآويزد ؟
چشمان تو دو منتظر تنها * در انتظار باران ،
رگبار * چشمان تو دو مهرهء بىمهر
برگى * بدرودگويان
از باغ مىرود * با قامتى شكسته و لرزان
پشت كدام بوتهء شمشاد * سنگر گرفتهايد ؟
اينك ! * يك صحنه تماشائى
فرصت غنيمت است * « ديوارهاى حادثه كوتاهند ؟ »
« آرى ! »
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 565
مساهمون: سيد محمد باقر برقعى
ص٥٦٥