ثانى عيسى بن مريم ، اصل انجيل و زبورم * شاهباز روح رفعت ، عرش حقّ دولت سرايم
*
پرتوى از نور ذات خالق كون و مكانم * مالك ملك امامت ، پيشواى انس و جانم
من صراط المستقيم ، رهبر آزادگانم * ملجأ كلّ خلايق ، چونكه مصباحالهدايم
*
ماه خرگاه ولايت ، مشعل يثرب زمينم * كاروان سالار اردو ، زادهء حبلالمتينم
وارث ملك سليمان ، عروةالوثقاى دينم * مرد آزاد حجازم ، صاحب طبل و لوايم
*
اصل عين و سين و قافم ، كاف و ها و عين و صادم * معنى امّالكتابم ، حقّ تعالى كرده يادم
رمز مدّ حا و ميمم ، مرد پيكار و جهادم * همچو اسماعيل هاجر ، رو به صحراى منايم
*
درس آزادى ز دانشگاه پيغمبر گرفتم * فن جنگيدن ز بابم ، فاتح خيبر گرفتم
اعتماد و خويشتندارى من از مادر گرفتم * در مصيبتهاى گيتى هم طراز مجتبايم
*
از خدا فرمان گرفتم من براى رهبريّت * تا زنم برهم اساس شرك و رسم جاهليّت
با جوانان آمدم در كربلا با قاطعيّت * نامههاى بىشمار ارسال گرديد از برايم
*
گر كشم از پردهء دل نعرهء « اللّه اكبر » * يا اگر دستى زنم بر قبضهء تيغ دو پيكر
از شرار ذوالفقارم ، مىگريزد فوج لشكر * ز آنكه وارث بر شجاعتهاى شاه لافتايم
*
اى گروه شام و كوفه ، دشمنان آل زهرا * با چنين فرّ و شكوهى ، از شما دارم تبرّا
مىچشيد از نوك تيغم شربت ناخوش گوارا * از دم تيغ دو پيكر ، رود خون جارى نمايم