ميوهء اختر و مه از سبد نيلى شب * تكتك افتاده به گلفرش گل گوهر صبح
طلعت سرخ شهيدان شرار آهنگ است * شعله در لالهء گلگونهء پُر پَرپَر صبح
نماز خونين
بر جبهههاى خونرنگ در ماهتاب خونين * شبها ستاره بارد با بازتاب خونين
شبها ستاره بارد با شعلههاى گلفام * بر موج موج دشت سرسبز خواب خونين
از شعلههاى گلفام با مشعل شقايق * خون مىكشد به سنگر نقش لعاب خونين
چون برق آتشينفام بر آسمان درخشيد * رگبار آتشين رنگ چونان شهاب خونين
چون آذرخش خونرنگ مردان آذر آهنگ * آهنگشان شهادت غرق شتاب خونين
در شوكت شهادت ديگر چه مىتوان گفت * در هلهله شكفتن با التهاب خونين
تنها شكفته چو گل ، گلبرگهاى پرپر * از كرخه تا به كارون بر موج آب خونين
همپاى شبنشينان مستانه مىخروشد * امواج آتش و خون با خيز و تاب خونين
تا خاك را ترانه برخيزد از جوانه * مىبارد دشت خون را باران سحاب خونين
اينجا نياز از ناز در عين بىنيازيست * خونين نماز بگزار بر اين تراب خونين