تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢

خواهم رُست

هرچند لگدكوب خزان خواهم رُست * چون سبزه شكسته استخوان خواهم رُست بودن ز دميدن است ، بايد بدميم * گر سنگ ببارد آسمان ، خواهم رُست

كتاب عشق

دريا نَمى از چشم به خون خفتهء ماست * توفان پروبال طبع آشفتهء ماست مضمون تمام قصّهء عالم عشق * حرفى ز كتاب عشق ناگفتهء ماست

تابلوهاى پاييزى

پاييز * نم‌ضربه‌هاى شبنم باران خواب دريچه را * مغشوش مىكند
*
باران * در باغ خلوت پاييز آنك * سه‌تار كوچك خود را كوك مىكند
*
پاييز * از قله‌هاى بلند « پراو » كوه ديدنى است * ماه زُلالتاب
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 222 | سيد محمد باقر برقعى