تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
به يعقوب و بر ديدگان سپيد * به آن يوسف و چاه يلدا قسم به گلبانگ زنگولهء كاروان * به ناقوس دير و كليسا قسم به طفلان بىمادر و بىپدر * به درد دل بىمداوا قسم به اشكى كه از چشم طفل يتيم * چكد بر رخ زرد و زيبا قسم به آواز جانان كه خيزد ز تار * به مضراب دست نكيسا قسم « پديده » كمين چاكر مرتضاست * به آنچه نگفتم به آنها قسم

كوكب اقبال

داغ رسوايى است بر پيشانى آمال ما * لاله را شرمنده سازد صورت احوال ما جز و بال گردن گردون گردان بيش نيست * بر فلك گر هست رخشان كوكب اقبال ما رنگ رخسارم حكايت گرچه از شادى كند * هست كوه غم نهان در خاطر تمثال ما گو مسيحا را كه ما را حاجت دجّال نيست * روزگار تنگ چشم ماست چون دجّال ما راه را از شش‌جهت بسته است صيّاد اجل * مىكند چون سايه از پشت و قفا دنبال ما امتيازى كى بود در ديدهء روشندلان * با گدا يكسان نمايد شاه در مثقال ما نقد جان بر خاك پايش مىفشانم بىدريغ * مژده گر آرد ز جانان پيك فرّخ فال ما توسن گردون گردان بين « پديده » چون فشاند * گرد هستى از وجود خسته و پامال ما

آه آتشناك

ناخدايان ، خلق چهر شادى و غم كرده‌اند * با دل صاحبدلان غم از چه محرم كرده‌اند تهمت بىعصمتى بر مادر عيسى زدند * سوزنى را سدّ راه پور مريم كرده‌اند جمله مادر خصلتان را بين كه نفس ديگرى * كشته مىخواهند و نام خويش حاتم كرده‌اند