زورق شكسته
تا دل به ياد چشم تو بىتاب مىشود * مست از شراب ساغر مهتاب مىشود
باشد خيال روى تو و آه شعلهخيز * چيزى كه سهم اين دل بىتاب مىشود
ابروى توست در نظر اين دل خراب * دائم اگر به جانب محراب مىشود
آنجا كه عشق خيمه زند در وجود ما * تصوير يار زينت هر قاب مىشود
بر زورق شكستهء دهر اعتماد نيست * غافل هميشه طعمهء گرداب مىشود
« بيدل » به ياد چشم تو بيدار مانده است * جانا چگونه چشم تو در خواب مىشود
بايد و نيست
در نمازم حضور بايد و نيست * جلوههايى ز نور بايد و نيست
جان به لب آمد از شب هجران * دل عاشق صبور بايد و نيست
از گذرگاه شور و شوق و اميد * خستگان را عبور بايد و نيست
منزل اوّليم ، اين پرواز * تا كرانهاى دور بايد و نيست
ساغر عاشقان « بيدل » را * بادهاى از سرور بايد و نيست
گل جاويد
بهسان اشك من امشب كه بىامان جاريست * ميان درهء شب رود كهكشان جاريست
نسيم ياد فرحبخشت اى گل جاويد * به كوچهباغ دلم سبز و جاودان جاريست
به هركجا كه شنيديم تازهتر ديديم * زلال نام نكويت به هر زبان جاريست
تمام عالم هستى ز عشق مىگويند * به جويبار نظر كن كه نغمهخوان جاريست
دلم به موقف معراج مىرسد امشب * كه دستهاى دعا سوى آسمان جاريست
از آن زمان كه محبت سرود « بيدل » شد * فروغ شعر بلندش به بيكران جاريست