آسمانم ستاره باران داشت * بركهاى ماه را تن عريان داشت
در بن ديدهام نگاه شكست * توسن حيرتم به چاه نشست
خامهام سرشكست و جوهر ريخت * مرغ آمين شعر من پر ريخت
خطّ دردم چو بركه شد خاموش * خنده با گريهام شد همآغوش
صنمستانم عطر غم دارد * دلم آواى عشق كم دارد
بار پاييز كلك من درد است * مخملين غنچهء دلم زرد است
سرو ناز
اى سرو ناز و آيت تسكين من بيا * يكدم عيادت دل غمگين من بيا
اى چلچراغ غمكدهء روز واپسين * اى باغبان باغ دل و دين من بيا
اى آخرين نشانهء خورشيد شامگاه * در خواب جاودانهء شيرين من بيا
خورشيد آسمان مرا ميل مغرب است * اى مطلع اميد به بالين من بيا
قبل از سپيده هم قدم شبنم سحر * تنها سر مزار به تدفين من بيا
مشكن سكوت قمرى شب را به گريهات * آرامتر ز نرگس و نسرين من بيا
يا هو
يا هو زدنم تبلور « بسم اللّه » است * دنبال نواى « لا إله الّا اللّه » است
فخريّهء فقر « بيدل » از درويشى است * قطب است على كه جلوهاى از اللّه است