مجموعهاى از غزلياتش وسيله استاد اجلى تحرير امّا تاكنون بزيور طبع آراسته نشده است .
كيستم من ؟
من كىام زائيدهء زائيدهاى * قطرهاى در قطرهاى لغزيدهاى
ميوهاى از شاخهاى افتادهاى * ساقهاى از ريشهاى روئيدهاى
صفحهاى نو از كتاب كهنهاى * رسم خطش از ميان برچيدهاى
نقطهاى موهوم بر سطح وجود * گرد خود چو دايره گرديدهاى
رهروى مجبور از طىّ طريق * در رهى نارفته و ناديدهاى
صاحب نفسى و ذى حسّى و ليك * نفس و ذات حسّ بر او پوشيدهاى
تا كند خود را رها از بند نفس * سالها با نفس خود جنگيدهاى
تا بچرخد در زمان در چرخ خود * همره چرخ و فلك چرخيدهاى
گاه با عقل و كمال آوردهاى * گاه با انديشهء سنجيدهاى
پاى در قعر زمين بنهادهاى * دست بر اوج فلك يازيدهاى
تا بداند كه نمىداند همى * گنجههاى علم را كاويدهاى
تا غذاى جان به كام دل خورد * سفرهء صغرا و كبرا چيدهاى
باد امّا در قفس جا دادهاى * آب در هاون ، ولى سائيدهاى
جان به تن در جاى پست افتادهاى * تن پس از جان لاشهء گنديدهاى
من در اين تركيب ، نه جانم نه تن * وصلهاى با اين دو بُد چسبيدهاى
سر نهاده از عدم سوى وجود * باز پا سوى عدم بكشيدهاى
نطفهاى ، طفلى ، جوانى پيرى و * مردهاى و استخوان پوسيدهاى
راستى ، من كيستم ؟ من چيستم ؟ * خلقتى ازهرجهت پيچيدهاى
من كىام انسان و انسان كيست من ؟ * تار و پود سر به هم تابيدهاى
فاش خواهى راز را بشنو اگر * راز از كس همچو من نشنيدهاى