تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 3591

مساهمون:

ص٣٥٩١
اين كهكشانهايى كه از هم مىگريزند * تا چند بايدشان در اين صحرا دويدن اندر ميان تودهء اجرام علوى * تا كى نشان از قادر بىچون نديدن هنگامهء هستى سراسر شور و شرر بود * كى مىرسد هنگام خواب و آرميدن

رهايى از خود

خداوندا مرا از من رها كن * دلم را با نيازى آشنا كن تن فرسوده‌ام را خاك ره ساز * غبارش را به عشقى مبتلا كن