رسيده است .
از آثار و تأليفات اوست : شاهراه كمال ، زندگانى و آثار بهار ، ايوان مدائن ، حقوق در اسلام ، كاروان سخن ( مجموعه شعر ) ، شكوه شعر ، نغمههاى آسمانى ، سه مثنوى كهن ، ارمغان نوروزى و چند اثر ديگر .
پرتو ايمان
گر به زير طاق گردون آيت جانان نبود * نقشى از خورشيد و ماه و اختر كيوان نبود
آشنا داند زبان آشنا را در جهان * كس زبان ما نمىدانست اگر جانان نبود
اينهمه آثارى از صنع خداى عالم است * جلوهگر هرگز نمىگرديد اگر يزدان نبود
گر نمىشد وحى و الهامى به ختم انبيا * در جهان ما نشان از معجز فرقان نبود
بوالبشر ادراك اسرار بقا را كرده بود * گر به اصل مبدأ خود اينچنين نادان نبود
فيضياب از چشمه دانش اگر مىشد بشر * روح ما را صحبت بىدانشان سوهان نبود
رازهاى آفرينش را نمىداند كسى * آرى از روز ازل اين رازها آسان نبود
از فروغ نور او روشن نمىگردد دلى * در دلى تا پرتوى تابنده از ايمان نبود
نقد جان دادم به راه او بهاى بوسهاى * گرچه جان را پيش جانان ارزشى چندان نبود
هركسى بر شام تار ديگرى خندد چو شمع * تا سحرگاهان چراغ بزم او تابان نبود
گر ز درد بينوا صاحبكرم آگاه بود * گوهر اشكى ز چشم بينوا غلطان نبود
آسمانا قسمت ما رنج و حرمان كردهاى * در بساط تو مگر جز ماتم و حرمان نبود
اى فلك اى آسمان تا كى به امّيد وصال * شام هجران سياهم را مگر پايان نبود
نيست بازارى براى گوهر آثار ما * بود اگر گوهرشناسى گوهرى ارزان نبود
هركه با ما بست پيمانى نديدى عاقبت * « همّتا » هنگام يارى بر سر پيمان نبود
شاهكار آفرينش
پرتو انوار يزدان در جهان مولا عليست * شاهكار آفرينش بىگمان مولا عليست
دست حق شير خدا و سر مطلق اوست او * همچو تاجى مايه فخر جهان مولا عليست