وكيلى ( 1323 )
ابو الفضل وكيلى ، فرزند جواد ، در سال 1323 هجرى شمسى در شهر قم چشم به جهان گشود . وى از دودمان معروف وكيلى قم است كه نسبشان به شيخ صدوق ( ابن بابويه ) مىپيوندد .
وكيلى تحصيلات ابتدايى و متوسطه را در زادگاه خود بهپاى برد ، آنگاه در رشتهء زيستشناسى به تحصيل ادامه داد و فارغ التحصيل گرديد ازآنپس چندى به سمت آموزگار در مدارس قم به تدريس اشتغال ورزيد . سپس به استخدام وزارت دارايى درآمد و پس از مدتى از كار دولتى دست كشيد و به شغل آزاد روى آورد و هماكنون در تهران به كار فرشفروشى اشتغال دارد .
وكيلى ، كه در شعر نام خانوادگى را تخلص خود قرار داده ، در اكثر انجمنهاى ادبى تهران شركت مىكند و از محضر اساتيد شعر و ادب بهرهمند مىگردد . ازاينروى ، شعرش به تدريج از كيفيت بهترى برخوردار گرديده و مورد توجه قرار گرفته است و آثارش در برخى از روزنامهها و مجلههاى تهران به چاپ مىرسد .
وكيلى تاكنون به انتشار چند اثر تاريخى و ادبى توفيق يافته كه از آن جمله است : قفقاز و مجاهدين ايران ، لطفعلى خان دلاور زند ، خان قاجار ، و در ضمن نامهء حضرت على بن ابى طالب ( ع ) به مالك اشتر را به صورت منظوم درآورده و به چاپ رسانيده است .
خضر راه
يار بد گر به تو دمساز شود دشمن توست * همچو ماريست كه در دامن پيراهن توست
خواهش نفس ، تو را مىبرد از راه برون * نفس اگر بر تو مسلّط بشود رهزن توست