در سوگ گل سرخ
روزى كه با دست تو پرپر شد گل سرخ * بر شاخهاش هر خار ، خنجر شد گل سرخ
در لحظههاى تابناك و خوب و خونين * مصلوب ، چو عيساى ديگر شد گل سرخ
در برف و توفان استقامت كرد و خنديد * لبخند تلخش همچو نشتر شد گل سرخ
در دستهايت داس بىرحمى درخشيد * با خشم تو در خون شناور شد گل سرخ
با واژههاى زندگى فرياد مىزد * وقتى كه بىرحمانه پرپر شد گل سرخ
آواز غمگينش ميان درّه پيچيد * يادآور دردى مكرّر شد گل سرخ
تا آخرين دم قطرههاى زندگى را * نوشيد و فريادش رساتر شد گل سرخ
از پشت خنجر خورد با دست رفيقان * رخسارهاش از اشك و خون تر شد گل سرخ
نامش به اوج قلّهء افسانه پيوست * يادآور سوگ دلاور شد گل سرخ
شهر خاطرهها
به جستجوى تو اى عشق ، تا كجا رفتم * ز قلّههاى مهآلود ، تا خدا رفتم
به ياد گمشدهء سالها كودكىام * ز شهر خاطرهها و گذشتهها رفتم
هنوز قصّهء ما بر سر زبانها بود * ز هر طرف كه گذشتم به هركجا رفتم
ز جادههاى شقايق ، ز كوچهء گل سرخ * به جستجوى تو ، اى بوى آشنا رفتم
به شوق ديدن تو ، اى پرندهء غمگين * هزار بار ، من ، اين راه رفته را رفتم
گهى نشان تو را از ستاره پرسيدم * گهى بدان چمن سبز دلگشا رفتم
بيا كه بىتو غزل بر لبم نمىگنجد * چو قصّههاى قديمى ز يادها رفتم
ويرانى
شراب خون مرا در دل سبو كردند * سكوت كردم و مستانه هاىهو كردند
كتاب شعر مرا سوختند با لبخند * به قلب مضطربم دشنهها فروكردند
بيا كه كاج بلند اميدهاى مرا * در اين سياهى دلگير زير و رو كردند
پى ربودن ياران پرتلاطم من * ميان جنگل و نيزار جستجو كردند
به هركجا كه گذشتيم سايههاى هراس * لبان ما را خالى ز گفتگو كردند
چرا به خاطر اين يكدو روز مىلرزد * كسى كه خاك شد و از گلش سبو كردند