است از : ترجمه اخلاق نيكوماخس ارسطو ، ترجمهء رسالهء سلامان و ابسال ، فيثاغورثيان ، رواقيون ، ترجمهء مقامات العارفين شيخ الرئيس ، لغتنامه ( گويش كرمانى ) ، فلاسفهء قبل از ارسطو ، اخلاق عملى .
صحراى جنون
روزگارى ساكن ميخانه مىخواهم شدن * دور تر زين مردم فرزانه مىخواهم شدن
از خرد كارى نيامد ، روزگارانى دراز * چند روزى واله و ديوانه مىخواهم شدن
چون نشد از آشنايان جز بدى حاصل مرا * بعد از اين با خويش هم بيگانه مىخواهم شدن
تا پذيرد شعلهء عشق عدم شمع وجود * همقدم در عشق با پروانه مىخواهم شدن
تا مگر ليلوشى يابم به صحراى جنون * همچو مجنون شهره و افسانه مىخواهم شدن
تا كجا ما را كشاند گيرودار زندگى * خاك پاى مقدم جانانه مىخواهم شدن
« و اصل » امشب گرچه دلبر تَرك بزم ما نمود * من به يادش همدم پيمانه مىخواهم شدن
آرزوى گناه
به موى سپيدم نگه مىكند * نگاهى كه روزم سيه مىكند
به آن جادويى چشمهاى سياه * گذشت زمان را نگه مىكند
نگاهى كه از روى ناز و غرور * سوارى به وامانده ره مىكند
نگاهى كه مهپيكرى تازهروى * به افتادهء سال و مه مىكند
گمانش كه اين بندهء سالخورد * هنرها به پيرى تبه مىكند
نداند چو عهد جوانى هنوز * دلم آرزوى گنه مىكند