آواز قنارىها
بعد از من اين خورشيد مىتابد * خوشرنگ ، مانند طلاى ناب
نرم و سبك پرواز ، چون رؤيا * مىجوشد از آغوش شب ، مهتاب
* * بعد از من اين دريا و اين جنگل * دلدادگان را قصّه مىگويند
نيلوفران نقرهپوش عشق . . . * در بوسههاشان گرم مىرويند
* * بعد از من آواى قنارىها * لالايى شبزندهداران است
پيمانهها لبريز و سرها مست * دنيا به كام ميگساران است !
* * بعد از من آواى نى چوپان * پر مىكشد در دشتهاى دور
مىرقصد آنجا كولى عاشق * زيباتر از رنگينكمان نور
* * بعد از من آيد روزگارانى * از شوق و شور زندگى لبريز
گرماى تير و باد فروردين * برف زمستان و غم پاييز
* * هرچند اين غمخانهء دنيا * مهمانسراى پوچ و پوشاليست
بعد از من امّا هركجا گويند : * « نوعى » كجايى ؟ جاى تو خاليست !
اى شب
اى شبچراغ مه ز چه خاموش مىكنى ؟ * شايد حديث مىزدگان گوش مىكنى
گيرم كه روسياهتر از ما نديدهاى * مهتاب را چگونه فراموش مىكنى ؟
اى شب ! مناز كاين مى رنگين سينهسوز * انگور چشم ماست كه تو نوش مىكنى
گاهى به اشك ديدهء ما خنده مىزنى * گه گريه بر مزار سياووش مىكنى
پيمانهدار مجلس مردان خامُش است * سيمينبرى كه مست در آغوش مىكنى
ما بار بستهايم و از اين شهر مىرويم * با كس مگو ، نصيحت اگر گوش مىكنى