تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 3736

مساهمون:

ص٣٧٣٦

مرد ماهيگير

شباهنگام كه دريا ، موج در موجش همه آبستن ماهيست اگر بيدار گردد پير ماهيگير ، يا در خواب بيند خواب ماهى را . منش دستان و پا گردم منش آرم ز جنگلهاى دورادور - : يك قلاب ، يا يك تور ! * شباهنگام ، اگر شب از فلاخن سنگ اندازد اگر چندين حرامى ماه را در پشت ابر تيره بندد دست چراغانى كنم از كرمك شب‌تاب دريا را * ز جنگل تا به جنگل نيز ، هرگز شير باران سرودم را نمىبندم * شباهنگام ، اگر بيدار گردد پير ماهيگير ، دريا در خواب بيند ، خواب ماهى را براى كودك او با تلاشى داغ ، ماهى گيرم از دريا !
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 3736 | سيد محمد باقر برقعى