دور از تو ، زير سايهء چتر گل * سر مىدهم ترانهء دل را ، شاد
خوش مىبرم كنار شقايقها * نام تو را و عشق تو را از ياد
* * اى غم برو كه بىتو دلم شاد است * بگذار بىوجود تو ، ره پويم
بگذار با بهار درآميزم * با هر بنفشه راز دلم گويم
* * اى غم ببين كه بوى بهار آمد * از تو دگر نشانه و يادى نيست
در اهتزاز پرچم شاديهاست * اندر بهار بىتو ببايد زيست
ترانهها . . . بىخبر
غروبه ، قاصد كويش نيومد * شميمى از گل مويش نيومد
خداوندا ، چرا در شهر غربت * خبر از چشم جادويش نيومد
دست تقدير
خدا ، همرنگ مه ، رويى به او داد * گل ابريشمين ، مويى به او داد
به افسون دست تقدير طبيعت * دو چشم مست آهويى به او داد
خورشيد
چو غنچه گر شكوفا شى ، چه مىشه * به لبخندى ز هم وا شى ، چه مىشه
اگر تو اى گل خورشيد پنهان * ز پشت ابر ، پيدا شى ، چه مىشه
مهربون
ستاره نقطهچين آسمونه * نگاهم مست چشمكهاى اونه
نمىدونم من او را دوست دارم * و يا او با دل من مهربونه