تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 3734

مساهمون:

ص٣٧٣٤
دور از تو ، زير سايهء چتر گل * سر مىدهم ترانهء دل را ، شاد خوش مىبرم كنار شقايقها * نام تو را و عشق تو را از ياد * * اى غم برو كه بىتو دلم شاد است * بگذار بىوجود تو ، ره پويم بگذار با بهار درآميزم * با هر بنفشه راز دلم گويم * * اى غم ببين كه بوى بهار آمد * از تو دگر نشانه و يادى نيست در اهتزاز پرچم شاديهاست * اندر بهار بىتو ببايد زيست

ترانه‌ها . . . بىخبر

غروبه ، قاصد كويش نيومد * شميمى از گل مويش نيومد خداوندا ، چرا در شهر غربت * خبر از چشم جادويش نيومد

دست تقدير

خدا ، همرنگ مه ، رويى به او داد * گل ابريشمين ، مويى به او داد به افسون دست تقدير طبيعت * دو چشم مست آهويى به او داد

خورشيد

چو غنچه گر شكوفا شى ، چه مىشه * به لبخندى ز هم وا شى ، چه مىشه اگر تو اى گل خورشيد پنهان * ز پشت ابر ، پيدا شى ، چه مىشه

مهربون

ستاره نقطه‌چين آسمونه * نگاهم مست چشمكهاى اونه نمىدونم من او را دوست دارم * و يا او با دل من مهربونه