غزل نيز از توانايى بالايى بهرهمند مىباشد .
استاد دكتر نورانى گذشته از شعر و شاعرى در شناخت ديگر هنرهاى زيبا از موسيقى و نقاشى و پيكرتراشى دست دارد . آثارى كه تاكنون از او طبع و نشر يافته ، عبارت است از : تصحيح مصيبتنامهء عطار ، فرائد السلوك ، حدايق السحر ، فرهنگ شيرازى ، لطيفه غيبى ، تذكرهء هزار مزار عيسى بن جنيد شيرازى ، خسرو شيرين شعله ، نصاب الرجال ، سير مرثيهسرايى در ايران ، مراثى وصال ، ديوان داورى ، و چند اثر ديگر .
مهرگان
مهرگان آمد و آورد پريشانى * ديگر اى گل ندهد سود گرانجانى
باد پاييز به يغما شده زى بستان * باغبان سوختهدل از غم ويرانى
برگ را مىرسد آوا كه گرانى چند * كاروان عدم آمد نه بهجا مانى
بيد رقصان بود از باد خزان ليكن * نبود رقص وى از بهر تنآسانى
آسمان گشته غمانگيز و چو فروردين * نبود چهرهء خورشيد به تابانى
پويهء برگ خزان ديده به خاك از باد * ترجمانى بود از رنج زمستانى
باد پاييز چو بر باغ وزد بينى * باغبان را خط اندوه به پيشانى
گلبن از باد خزان با همه زيبايى * به يتيمى شده مانند ز عريانى
گويد ارزنده نباشد ز چه مىريزيد * به رخ از ديدهء خود گوهر عمّانى
مهرگان سيلى سختيست يتيمان را * كه چرا دل به جهان بسته ز نادانى
بشتابيد به جايى كه در آنجا مرگ * دارد آيين جهاندارى و سلطانى
مهرگان است پيامآور مرگ آرى * با خود آورده رهاورد پريشانى
بينوا را تن رنجور بفرسايد * باد پاييز و غم بىسروسامانى
همهشب در غم و اندوه كه از سرما * چون كند كودك دلبند نگهبانى
تا زنى چشم فراوان همه جا بينى * تن سرمازده از باد زمستانى
ليك از اين رنج فراوان چه خبر دارند * آن كسانى كه بخوابند و تنآسانى
* * مست بينى به شبانگاه توانگر را * پايكوبان شده سرگرم هوسرانى
دلبران نيمرخ كرده نهان با موى * همچو از سنبل تر لاله نعمانى