پيام
اى باد چو بگذرى به گلزار * اين نكته ز من بگو به دلدار
در ياد هنوز دارى آيا * روزى كه گرفت جاى گل خار
من بودم و تو به طرف گلشن * غير از من و تو نبود ديار
گفتى كه خزان رسيد آوخ * زين پس چه كنم به حجرهء تار
گفتم كه خزان عشق ما نيز * روزى به جهان شود پديدار
امروز كه موقع جدايى است * زان گفتهء دلخراش ياد آر
كاندر پس خرّمى غمى هست * و اندر پس سور ماتمى هست
دلشكسته
در اين زمين ، ز گل و لالهاى كه خواهد رست * نشانهء دل غمگين من توانى جست
قسم به روى تو جانا كه قبلهء دل ماست * كه گر غميست مرا ، آن هم از جدايى توست
هزار عهد ببستند و ناز بشكستند * به حيرتم كه چرا نيست عهد ما هم سست
دل شكستهء ما را ، تو بىبها مشمار * بدين شكستگى ارزد به صد هزار درست
دلنواز
اى برونرفته ز راه مهر و رسم آشتى * ياد باد آن دلنوازيها كه با ما داشتى
تو بسى بىمهرتر از آنچه من پنداشتم * من بسى دلدادهتر از آنچه تو پنداشتى