ياران ،
اسير خواب
خوش بود -
خوش گذشت
* آنقدر خوب
كه عاشقوار
در خلسههاى شيفتگى
مرگت آرزوست .
جايى كه پا ز حكم تو فرمان نمىبرد
جايى كه در زلال هوايش
ايجاب شستشوى رذالتهاست
جايى كه جسم
آينهء روح
جايى كه هر وجود
خدايى است .
تنگ غروب ، راه به بنبست مىرسيد
ما ميهمان سفرهء شب بوديم .
در حلقهء سماع دراويش
شور دف و عوالم جذبه
پالايش علايق فردى . . .
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 3163
مساهمون: سيد محمد باقر برقعى
ص٣١٦٣