تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 1503

مساهمون:

ص١٥٠٣

به‌سوى حيات

اى ابرهاى معجزه ، توفان بياوريد * يك‌مشت خاطرات پريشان بياوريد يك كاسه از طراوت آن دستهاى سبز * يا از گلوى تشنهء باران بياوريد اى بادهاى غم‌زده ديگر دلم گرفت * بويى ز خاك پاى شهيدان بياوريد
* *
گفتيد با تمام وقاحت به آسمان * بر سفره‌هاى خالى ما نان بياوريد باآن‌همه ستارهء روشن كسى نگفت * من سيب سرخ دارم و ايمان بياوريد اى كوچه‌هاى سنگى بن‌بست ، حاليا * چرخى زنيد و رو به خيابان بياوريد
* *
من مىروم به سمت صميمانهء حيات * آيينه ، شمعدانى و قرآن بياوريد پس با تمام حنجره‌ام جار مىزنم * ايمان به انتهاى زمستان بياوريد

يك شروه سكوت

شب ، پنجره‌ايست رو به تنهايى * من همدم خلسه‌اى اهورايى فانوس قديم ماه آويزان * در دست فرشته‌اى تماشايى يا ساعت ماه رو به آيينه * با ثانيه‌هاش در صف‌آرايى ارواح براى چاه مىخواندند * يك شروه سكوت با هماوايى يا سايه سراغ كوچه‌اى مىرفت * با اين دل‌خسته پاى هرجايى من بودم و روح خويشتن با من * هم‌صحبت صخره در شكيبايى زندانى لحظه‌هاى ترديدم * بااين‌همه جادهء معمايى

زخم هزار آواز

بر چهرهء تكيدهء تقويم بنگريد بر گريه‌هاى روز بر ناله‌هاى شب *