و از شاعران توانا و خوشذوق آن ديار بشمار مىرود و شعرش مورد توجه محافل ادبى قرار گرفته ، بخصوص در غزلسرايى شهرت و معروفيت بيشترى يافته است و شعرش از لطف و حال خاصى برخوردار مىباشد .
رحمت در سال 1343 نخستين بار مجموعهاى از اشعار متقدمين را به نام " گلدستهء رحمت " منتشر كرد و در سال 1345 دومين اثر خود را به نام " باران رحمت " شامل تكبيتهاى دلانگيز متقدمين و متأخرين طبع و نشر نمود و سومين اثر خود را در سال 1357 به نام " درياى رحمت " شامل 726 غزل از شاعران معاصر در دسترس دوستداران شعر و ادب قرار داد و چهارمين اثر او به نام " غزالههاى غزل گيلان " تحت طبع و آماده انتشار است .
رحمت با آنكه از درد مفاصل رنج مىبرد ، اما دست از تلاش برنداشته و همچنان شوق تدريس در سر ، و عشق شعر و شاعرى در دلش زنده مانده است .
هفت خانه
سخنورى كه به آزادگى ، علم گرديد * چو نور ، فارغ از انديشهء عدم گرديد
چه سود آب تكلّم به ريگزار كلام * نمىخرند شب آنجا كه صبحدم گرديد
جرسنواز مشو جهل را ، نمىبايد * كه گرد حلقهء زنجيرهء ستم گرديد
نبرد پيش دو گامى خط رهايى را * چو پاى لنگ ، كه با سايه همقدم گرديد
مباش در پى جمعيت طمع ، چون بحر * كه هر گشاده بغل ، بندى درم گرديد
وقار ، لازم اهل ادب بود ، ور نه * به يكدو كلمهء سنگين ، كه محترم گرديد ؟
بر اين سهگاه ، مخالف بزن ، چرا بايد * مثال كاسه ، به آواز زير و بم گرديد ؟
چو موم دست ، نبايد براى جيفهء دهر * به پيش مدّعيان ، راست گشت و خم گرديد
نبود و بود ، به چشمم يكيست در ميزان * نيم چو كفّه ، كه در بند بيش و كم گرديد
مباد ، سايهء خم ، از سر حريفان كم * به هر گِلى كه زدم دست ، جام جم گرديد
ز من حكايت منصور سر به دار مپرس * سرى خوش است كه با دار ، همقسم گرديد
به لوح دهر ، نصيبش بجز سياهى نيست * كس ار چو نقطه ، به دور و بر قلم گرديد
بلاكش سخنم ، اى قلم چه پندارى ؟ * سرت سلامت اگر مويى از تو كم گرديد
ز هفت خانه زند تاب تجربت « رحمت » * به رنگ قوس و قزح ، قامتى كه خم گرديد