تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 1636

مساهمون:

ص١٦٣٦

توكّل بر خدا

آدميزاد به كه در همه كار * تكيه بر فضل كردگار كند تا ببيند كه لطف و فضل خدا * با چنين بنده‌اى چه‌كار كند دولت ار داد بىحساب دهد * بخشش ار كرد ، بىشمار كند آنكه در ظلمت رحم بر آب * نقش مه‌طلعتان نگار كند وانكه صبح سفيد روشن را * چون شب زلف يار تار كند به خدا هركه با خدا باشد * مىتواند هزار كار كند پنجه در پنجهء سپهر زند * حلقه بر گوش روزگار كند باز اگر روزگار سركش بود * به دو گوشش دو گوشوار كند مرد با تكيه بر خداى بزرگ * چرخ گردنده را مهار كند دين به دنيا مده كه مىبازد * به خدا هركه اين قمار كند مرد خودبين خودسر خودراى * كه به خودخواهى افتخار كند در كمند حوادثى افتد * كه نداند كجا فرار كند تكيه كن بر خدا كه عزّت او * آدمى را بزرگوار كند اى « رياضى » خدا كند همه‌كس * اصل توحيد را شعار كند

اشتباه روز و شب

از لاى شكاف شاخهء گل * دزديده به او نگاه كردم مىداد به باد زلف و مىگفت * روز همه را سياه كردم فهميد كسى كنار باغ است * چون خندهء قاه‌قاه كردم پرسيد كه بود ؟ از خجالت * پايين ، لبهء كلاه كردم گفتم شبتان به خير خانم * شب بود و نظر به ماه كردم با بودن روز آفتابى * من شبههء شامگاه كردم پرسيد مگر شب است حالا * ديدم چه بگويم آه كردم گفتم كه ببخش بانوى من * معذورم اگر گناه كردم چون زلف تو روى صورتت بود * من روز و شب اشتباه كردم