زمان - عج ) ، 6 - در محفل روحانيان ( تذكرهء علما و عرفاى شيعه ) ، 7 - سيرى در ملكوت ( مجموعهء شعر ) ، 8 - يك قطره از دريا ( در مناقب و مراثى حضرت على عليه السلام ) ، 9 - لالهها و داغها ( در مناقب و مراثى ائمهء بقيع ) ، 10 - آيينهاى كه شكست ( در مراثى حضرت فاطمهء زهرا عليها سلام ) ، 10 - گلبانگ توحيد ، و چند اثر و تأليف ديگر را نيز آماده چاپ كرده است .
خطّ هستى
در رگ تاك اگر بادهء نابى بودهست * قسمت رند سيهمست و خرابى بودهست
بادهاى بىنظر پير نمىنوشيدند * در خرابات حسابى و كتابى بودهست
از مى پرغش اين بادهفروشان پيداست * كه در اين ميكدهها ، بادهء نابى بودهست
لالهء سرخ كه از دشت و دمن مىرويد * در كف بادهكشان ، جام شرابى بودهست
چشمهء آب حياتى كه سكندر مىجست * پيش ارباب نظر ، موج سرابى بودهست
چون حباب آنكه شد از خويش تهى مىداند * كه : خط هستى ما ، نقش بر آبى بودهست
درك اين مسأله در حوصلهء موسى نيست * خضر داند كه به هر كار ، حسابى بودهست
شمع مىگفت به « پروانه » كه : روشنگرىام * اثر سوز دل و چشم پرآبى بودهست
جهان بىخبريها
مرا ز وادى غربت بدر كه خواهد برد ؟ * براى رهسپران اين خبر كه خواهد برد ؟
مرا كه جان به لب آمد ز رهنورديها * به پاى خسته از اين رهگذر كه خواهد برد ؟
جدا ز قافله واماندهام در اين وادى * مرا ز منزل خوف و خطر كه خواهد برد ؟
هنوز راه درازى به پيش رو دارم * ز جان من غم و رنج سفر كه خواهد برد ؟
به شهر كوردلان جاى آرميدن نيست * مرا به وادى اهل نظر كه خواهد برد ؟
دلم ز غنچهء نشكفته تنگتر باشد * پيام من به نسيم سحر كه خواهد برد ؟
ز گلشنى كه در او آفتاب مىميرد * به غير شبنم و من ، چشم تر كه خواهد برد ؟
از اين چمن كه سراسر فريب و نيرنگ است * به غير زاغ و زغن جان بدر كه خواهد برد ؟
به غير لاله كه بىدود و شعله مىسوزد * ز ياد شمع ، حديث شرر كه خواهد برد ؟
جهان بىخبريها ، جهان آگاهيست * براى بىخبران اين خبر كه خواهد برد ؟