دشت با بوى خوش خندهء گل * چه هوايى دارد !
در طربنامهء رود * شور ديگر برپاست
من بهاران و گل و زندگى را * مىبينم
من پيام نفس چلچله را * مىشنوم
ليك اى همسفر تنهايى * همچو غمگينى آواز نى چوپانى
در فراموشى تنهايى و شب * غمگينم
آه ! چوپان ، چوپان * راه ديگر بنواز
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 707
مساهمون: سيد محمد باقر برقعى
ص٧٠٧