تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات مفسران شيعه ( فارسي ) — صفحة 999

مساهمون:

ص٩٩٩
تهران : معاونت پژوهشى سازمان تبليغات . تاريخ نشر : اول زمستان 71 ، در 224 صفحه .

1041 . معصومه ريعان

فارغ التحصيل دانشگاه تربيت مدرس . ايشان پايان‌نامه تحصيلى كارشناسى ارشد خود را تحت نظر دانشمند محترم آقاى مهدوىراد ، گردآورى و تهيّه و تنظيم آراء تفسيرى امام خمينى ( قدس سره الشريف ) ، قرار داده است و مجموعه كاملى از نظرات قرآنى آن بزرگوار را تأليف نموده است ، كه هم‌اكنون توسط مجله بيّنات چاپ و منتشر مىگردد .

1042 . نسرين حكمى

قرآن پديده‌اى شگفت‌آور : اين كتاب ، ترجمهء « الظاهرة القرآنية » ، تأليف انديشمند مصلح الجزائرى مالك بن نبىّ ، است . تهران : دفتر نشر فرهنگ اسلامى ، 1364 ه . ش ، 284 صفحه . اين چند موردى كه به صورت ارتجال و اجمال ، قلمى گرديد ، نه همهء مفسّرات زن بود و نه همه تفسير قرآن مجيد ، به همين چند مفسّرات قرآنى محدود و بسنده شده است . به طور حتم در روزهاى آينده شاهد درخشش استعدادهاى شكوفا و ظهور شخصيت‌هاى بلندمرتبهء تفسيرى از بين زنان و بانوان اسلامى خواهيم بود ، كه گذشتگان را تحت الشّعاع قرار خواهند داد . « 1 »

1043 . صوت الولاية ، كاظمى [ م 1403 ه . ق ]

مؤلّف آن ، عالم بارع سيّد محمد على كاظمى بروجردى ، يكى از اعيان تفسيرى و تربيتى در قرن چهاردهم و اوايل قرن پانزدهم هجرى مىباشد . اين كتاب ، اثرى است تفسيرى ، پيرامون درس‌هاى اخلاقى و تدبيرى نامبرده مىباشد و بخش دوم آن نيز تفسير سورهء مباركهء واقعه به زبان فارسى است . چاپ اول اين كتاب ، در آبان‌ماه 1363 ه . ش ،
هامش
( 1 ) در بين زنان مسلمان فراوانند بانوانى كه محدثه و روايت‌گر احاديث يا حافظهء قرآن و قاريهء بلندمقام آن بوده باشند ، تنها در زمينه بخش اوّل آن كه عبارت از روايت و حديث بوده باشد در دو منبع معتبر اسلامى ، يكى در كتاب معجم رجال الحديث تأليف مرحوم آيت‌الله‌العظمى خوئى بيش از يك‌صد و سى و چهار محدّثه و راويه معرفى شده‌اند . در منبع ديگرى به نام « ريحانه الادب » و تأليف محقّق نامدار معاصر مرحوم ميرزا محمد على مدرس تبريزى در جلد هشتم آن بيش از 200 نفر معرفى شده‌اند كه تازه هركدام از آنان چندين حديث و روايت را از مبادى آن ، روايت نموده‌اند . در طول تاريخ اسلام تعداد بانوان در رشتهء تفسير بسيار محدود و نادر و انگشت‌شمار و شايد به مفهوم واقعى آن ناياب و ناپيدا بوده است . ما گذشته از خاندان وحى عصمت كه خود ترجمان وحى الهى هستند با زحمت فراوان چند نمونه را از لابلاى تاريخ اسلام استخراج و در اختيار خواننده عزيز قرار داديم ، يقين داريم با توجّه به تحوّلات روحى و درونى كه عصر اخير در بانوان به وجود آمده است و با توجّه به گسترش معارف قرآنى كه در بين اين قشر عظيم صورت پذيرفته است ، مطرح ساختن همين تعداد معدود خود ، زمينه تحوّل و دگرگونى و مطلع حضور بيشتر اين قشر شريف در اين عرصه از ناپيدا كرانهء معارف و مدارج انديشه‌هاى والاى قرآنى خواهد بود و اطمينان كامل وجود دارد به هر مقدار و اندازه كه حضور آنان در اين صحنهء عزّت و شرف و وقار بيشتر گردد رشد و تعالى و پيشرفت جامعه اسلامى ، سرعت و شدّت بيشترى خواهد گرفت و به تمدن واقعى خويش ، نزديك‌تر خواهد شد . درست است ، وقتى « مفسّر » گفته مىشود مقصود ما از آن يك مفهوم نسبى و انتزاعى است ، كه تجزيه‌پذير و قابل تشكيك مىباشد نه يك مفهوم بسيط و مطلق - چون يقين داريم اين اطلاق و بساطت تنها در شأن پيامبر بزرگوار اسلام آن مفسر واقعى كلام اللّه مجيد و تربيت‌يافتگان آن مكتب وحى و الهام مىباشد و پس از او ، آنان كه در مكتب وحى و الهام او تلمّذ و شاگردى نموده‌اند نه در مكاتب ديگر . ما در كتاب « زنان نامى در تمدن اسلامى » تعداد يك‌هزار و پانصد تن از زنان نامى را در عرصه‌هاى مختلف فرهنگى ، هنرى ، قرآنى و . . . معرّفى نموده‌ايم ، كه با لطف حق به زودى انتشار خواهد يافت .