است و يك نوع دينباورى و خداجويى در تمام نقاط جهان ، حكمفرما شده است .
قرن پانزدهم هجرت را مىتوان قرن قرآن ، و قرن تحوّل در جريان تفسيرنگارى قرآن مجيد دانست .
آرى در قرن پانزدهم هجرى دگرگونى جهشى و دامنهدارى در امر تفسير پديد آمد و آثار تفسيرى بسيارى با ديدگاههاى گوناگون در ابعاد مختلف اجتماعى ، تربيتى فرهنگى ، عرفانى پا به عرصهء حيات نهاد كه قابل تعمّق و عنايت بود .
آرى در قرن پانزدهم هجرى بازگشت به قرآن و نهضت عظيم تفسيرنويسى در جهان اسلام به ويژه در جهان تشيّع پديد آمد ، كه هنوز مطلع و سرآغاز راه مىباشد .
قرن 15 هجرى را مىتوان قرن تجديد حيات قرآن و تجديد عهد و ميثاق با قرآن ناميد . چون تفاسير قرآن حيات نوين خود را آغاز نمودهاند و از جايگاه بلند و منزلت عظيم برخوردار و تفاسير آن ، هم از لحاظ محتوى ، و هم از نظر جهتگيرىها با قرون پيشين تفاوت اساسى پيدا نموده است ، و اكنون در سمتى حركت مىكنند ، كه نزديك به اهداف قرآن يا در شرف رسيدن به آن اهداف الهى مىباشند ، سابق بر اين ، بيشترين اهتمام مفسّران عاليقدر ما ، مصروف اثبات ادبيّات قرآن ؛ تبيين بلاغت قرآن از طريق تبيين وجوه بيان و شيوهء فصاحت و بلاغت و اثبات مزيّت آن بر ديگر كتب ادبى و بلاغى دور مىزد و بس ، بسيار بديهى است ، اين امر تازه اثبات خارقالعاده بودن قرآن مجيد و تسجيل فصاحت و بلاغت قرآن مجيد است و بس ؛ امّا ديگر چه ؟
اثبات اعجاز قرآن ، وسيله است و طريق ، نه هدف است و غايت ، اعجاز بالاتر قرآن مجيد ، روشهاى تربيتى آن ، إعلام قانونمند بودن جهان ، ضرورت تعليم و تربيت انسانسازى افراد ، و تشكيل مجتمع عدل و پرفضيلت بر معيار تعاليم عاليهء انبياء ( ص ) و سفيران وحى الهى است . ايجاد چنين مدينهء فاضله و تشكيل چنين تمدّن انسانى و الهى ، تنها با برنامهها و روشهاى تعليمى قرآن مجيد ميسور و عملى است . إكسير و جوهرهاى كه پيامبر بزرگوار اسلام ( ص ) ، با بهرهگيرى از آن ، جامعهء بتپرست و مادّهگراى خود را منقلب و متحوّل نمود و پيشوايان معصوم ( ع ) ، با استمداد از معنويّت آن ، افراد پاكباز و مخلص و فداكارى را به صحنههاى اجتماع فرستادند ، كه خود الگوى تربيت ، شدند ، افرادى كه نه تنها خود ، در مفاسد جامعه غرق نشدند ، بلكه محيط اطراف خود را نيز ، متحوّل و دگرگون ساختند ، و جامعهاى را براساس شالودههاى نوين ، بر پا ساختند .
ولى امروز فعاليّت و تلاش ، پيرامون شيوههاى بلاغتى و فصاحتى ، و توضيح وجوه بيانى قرآن ، به ويژه در محيط ما فارسىزبانان ، اگر كار باطل و كمبها نبوده باشد ، كار چندان مفيد و ثمربخشى هم نيست ، چون مسئله از آن حدّ و مرزها گذشته است ، چندان نيازى به آن نيست ولى در مقابل ؛ تلاش در گستراندن شيوههاى تربيتى و معنوى و انسانسازى قرآن ، و سعى در ارائه شيوههاى نفوذ در ديگران و راههاى غلبه بر دشمنان علم و فضيلت ، و گام سپارى در پديد آوردن جوامع فضيلتى و الگوئى است ، آنگونه كه قرآن مجيد از آن به « بهترين امم » ، ياد و تعبير مىآورد ، به آن جهت كه امر به معروف مىكنند و نهى از منكر مىنمايند ، آرى اين اهداف مهمّ و بلند از مصاديق بارز اهداف عاليه قرآن مجيد مىباشد . بسيار روشن است ، امر به نيكى و خيرات ، و نهى از شرّ و منكرات ، هر دو ، فرع آنست ، كه به صورت دقيق و علمى ، معروف و منكر نيز شناخته
طبقات مفسران شيعه ( فارسي ) — صفحة 949
مساهمون: عبد الرحيم عقيقي بخشايشي
ص٩٤٩