در قرن پانزدهم هجرى كه اكنون در طليعه و ربع نخستين آن قرار داريم ، اقبال به قرآن و توجّه به حفظ آيات و به كارگيرى مفاهيم آن ، در جلسات و سخنرانيها و مجامع قانونگذارى و مراكز عاليهء فرهنگى و حوزههاى علميّه و در مطبوعات و رسانههاى گروهى و در مدارس و دبيرستانها و دانشگاهها ، فراوان صورت مىپذيرد ، و با فضل الهى جهتگيرى تشكيلات اجرائى به ويژه رهبرى كشور نيز به آنسو و آن سمت قرار دارد يقينا اين اقبال و توجّه كه هماكنون در مراحل سطحى و ظاهرى آن قرار داريم ، به تدريج عميقتر و اصيلتر و ريشهدارتر خواهد بود ، و ثمرات عملى خويش را به همگان خواهد بخشيد ، و به تدريج در حال پيشروى خواهد بود .
البتّه شبهه و ترديدى نيست ، اين تلاشها و كوششها ، ثمرات عملى خويش را در ديگر مناطق مجاور نيز بخشيده و خواهد بخشيد ، ( بىآنكه ما خود گفته يا به زبان باشيم ) .
ولى با همه اين تفصيلات ، هنوز هم كه هنوز است ، حق قرآن و كرامت آن ، و نقش و پيام سازنده آن ، در روى زمين اداء نشده است ، و مهجورى آن هنوز هم استمرار دارد و اداى حقيقى حقّ واقعى آن وقتى ميسور و عملى خواهد شد ، كه تمام اعمال و رفتار و قانون و برنامههاى زندگى ما ، از قرآن سرچشمه بگيرد ، و دقيقا زندگى قرآنى و آسمانى و الهى باشد ، و اين امر همراه ارشادات و عنايات خاصهء حجّت حقّ و ولىّ امر ( عج ) ، با آمادگىهايى كه در مردم فراهم مىشود انشاءالله عملى خواهد شد .
« وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ . . . »
، ( سورهء نور ، آيهء 55 ) ، ما به اميد چنين وعدهى حقّ ، ثانيهشمارى نموده و غلبه و پيروزى اهداف قرآن را به تمام آرمانها و مكاتب بشرى ، قطعى و مسجّل مىدانيم . به اميد آنروز !
* گزارش كار
در بخشهاى گذشته ، حدودا 1000 مورد ، از تفاسير و مفسّران شيعه را در طول گسترهى قرون معرّفى و بازگوئى نموديم .
در اين بخش اخير هم كه مخصوص معاصرين و حاضرين قرن جارى است ، تعداد ديگرى را به معرض معرّفى و بازنگرى قرار مىدهيم ، شايد تعداد آنان نيز به 1000 مورد رسيده باشد . به اين ترتيب در هر قرن از قرون گذشته در حد متوسط حدود يكصد و اندى مفسّر و تفسير به معرض نمايش گذاشته شده است . البتّه اين رقم ، رقم حقيقى نيست .
جايى كه ناصر خسرو آن مبلّغ اسماعيلى در قرن پنجم مىنويسد : « من هفتصد تفسير قرآن كريم ديدهام » ، يا مفسّر ديگرى مانند أدفوى به تنهايى 100 جلد كتاب تفسيرى بنويسد ، يقينا اين تعداد تفاسير ، در مقايسه با گذشته رقم قابل قبولى نيست .
البتّه نگارنده و خواننده هر دو يقين دارند ، نه تعداد واقعى مفسّران در اين حدّ مىباشد ، كه تحرير شده است و نه مفسّران ما در همين تعداد معدود مىباشند ، بلكه توان و تلاش محدود و تكنگارى ما به اين حدّ و مرز رسيده است . يقينا تلاشهاى پيگيران و محقّقان بعدى ، موفّقتر و پربارتر و فزونتر از تعداد نامبرده و پرمحتوىتر از اين اثر ابتدائى و ارتجالى خواهد بود . غرض نقشى است ، كه از ما بازماند ، كه دنيا را نمىبينم بقائى ، و از خداوند متعال مسئلت عاجزانه داريم خود با كرم و فضل خويش به مرحله قبول و پذيرش برساند .
و آخر دعوانا أن الحمد للّه ربّ العالمين .
اكنون با فضل خدا از تفاسير آغاز قرن پانزدهم شروع مىكنيم :