بيست و يكم رجب 1383 ه . ق ، مطابق نوزدهم دسامبر 1963 مطابق 28 آذر 1343 ه . ش ، بهسوى پروردگارش ، شتافت . « 1 »
886 . البلاغ المبين مشرقى [ چ 1383 ق ]
مؤلّف آن ، عنايت اللّه مشرقى هندى ، يكى از اعيان تفسيرى اماميّه هندوستان ، در قرن چهاردهم هجرى مىباشد .
تفسير « البلاغ المبين » ، در هندوستان به سال 1383 ه . ق ، به چاپ سنگى رسيده است . و پيرامون همهء سورههاى قرآن مجيد ، مىباشد . « 2 »
887 . تفسير فخر داعى گيلانى [ م 1384 ه . ق ]
مترجم آن ، اديب اريب ، روحانى عاليقدر ، مرحوم سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى ، يكى از دانشمندان و كاوشگران معارف اسلامى و قرآنى ، در قرن چهاردهم هجرى مىباشد .
آن مرحوم تحصيلات خود را در محضر اساتيدى ، مانند : آقا شيخ محمد طالقانى ، آقا ميرزا مسيح سمنانى آقا و فاضل تفرشى ، ادامه داد . و به كوشش و جديت فراوان ، علوم متداوله را فراگرفت .
آنگاه به قصد حوزه علميه نجف ، به سمت عراق عزيمت نمود . و از محضر نامورانى ، چون : آيتاللّه آخوند ملا محمد كاظم خراسانى ، شيخ عبد اللّه مازندرانى ، مستفيض گرديد . تا به درجه عاليهء اجتهاد نائل آمد . سپس در نهضت مشروطيت ، به امر استاد خويش ، به صفوف آزادىخواهان ، پيوست . و به دستور آيتاللّه خراسانى ، جهت ارشادات مذهبى و رسيدگى به امور مسلمين به هندوستان اعزام شد . و اداره انجمن دعوة الاسلام ، را برعهده گرفت . او ضمن فعاليتهاى مذهبى به فرا گرفتن زبان انگليسى ( زبان رسمى ادارات هندوستان ) و اردو ، نيز پرداخت . و در هر دو زبان مسلط گرديد . به حدّى كه توانايى ترجمه متون اصلى ، در هر دو زبان را به دست آورد .
مرحوم سيد محمد تقى فخر داعى ، به جهت تبليغات دينى كه داشت ، به لقب داعى اسلام ، ملقب گرديد . و در دوران تدريس و تحقيق به عنوان « فخر المحققين تلفيقى » ، نائل آمد . كه به حقّ شايستگى هر دو لقب را داشت . و كلمه « فخر داعى » ، تأكيدى از هر دو لقب اوست .
* آثار و تأليفات
آثار و تأليفات متعددى از ايشان بجا مانده است .
كه به چند مورد اشاره مىشود :
1 . ترجمه و تفسير قرآن مجيد ، تأليف سيد احمد خان هندى ، بانى دانشگاه عليگر هندوستان ، در سه جلد .
گرچه اين تفسير از خود او نيست ، ولى نظرات و آراء شيعه را در ضمن ترجمه ، اعلام داشته است .
2 . ترجمه تاريخ ايران ، تأليف سرپرسى يايكس ، از زبان انگليسى ، در دو جلد .
3 . تاريخ تمدن اسلام و عرب تأليف گوستاو لوبون ، از روى ترجمه اردوى سيد على بلگرامى .
4 . شعر العجم در ادبيات در 5 جلد . سعيد نفيسى در مقدّمهء اين ترجمه مىنويسد : « ترجمه اين گونه كتابها كار همهكس نيست ، و مردى
هامش
( 1 ) كيهان فرهنگى ، شماره 100 ، ص 116 - 121 ؛ علماى معاصرين ، ص 256 - 257 ؛ دائرةالمعارف تشيع ، ج 4 ، ص 570 - 571 ؛ الذريعة ، ج 25 ، ص 204 ؛ معجم الدراسات القرآنية ، ص 311 ؛ موسوعة العتبات المقدسه ، قسم الكاظمين ، ج 3 ، ص 90 ؛ تفسير و تفاسير جديد ، آقاى خرمشاهى ، ص 197 .
( 2 ) تفسير و تفاسير جديد آقاى خرمشاهى ، ص 208 .