آية اللّه آقا سيد اسماعيل صدر اصفهانى را درك كرد ، سپس به نجف اشرف ، عزيمت نمود . و از فيوضات كامله فقه و اصول اساتيد بزرگوارى چون عالمان ربانى : آية اللّه آخوند خراسانى ، آية اللّه سيد محمد كاظم يزدى ، حاج ميرزا حسين خليلى و شيخ عبد اللّه مازندرانى ، بهرهها برده و توشهها اندوخت . تا به آنجا كه از اكابر تلامذهء مرحوم آخوند خراسانى ، محسوب گرديد .
ايشان اخلاق را نزد ملا لطفعلى ، و مدّتى نيز در سامرا ، از محضر درس مرحوم آية اللّه ميرزا محمد تقى شيرازى ، استفاده نمود .
پس از طىّ مراحل عالى و كمالات اجتهادى ، در علوم عقلى و نقلى ، در اواخر سال 1330 ه . ق ، به علّت دريافت خبر كسالت و سكتهء قلبى برادر بزرگوارش به مشهد مقدس بازگشت . و مجاورت مرقد مطهر علىّ بن موسى الرّضا عليه آلاف التحيّة و الثناء ، را برگزيد . و در ارض طوس آستانبوس درگاه ثامن الحجج ( ع ) ، گرديد .
معظمله ، ايّامى را به تدريس در مدرسهء علميهء ميرزا جعفر و تأليف كتب و حلّ مسائل و مشكلات مردم اختصاص داده ، و مدّتى را ( در زمان اختناق ) تحت مراقبت و تبعيد بسربرد .
پس از چندى عازم تهران شده ، در آنجا به فراغت تمام ، همت به نگارش تفسير قرآن كريم گمارد . و نام تفسير خود را « نفحات الرحمن فى تفسير القرآن » ، گذاشت . كه مورد توجّه دانشوران ايمانى و علماى ربانى ، از جمله مرحوم آية اللّه حاج سيد ابو القاسم كاشانى ، كه از مرافقين ايشان بود ، قرار گرفت .
فقيه كامل و حكيم و اصل كه در تمام عمر به محبّت و ولايت آل رسول ( ص ) متمسك بود . در رثاى 14 نور پاك ( ع ) به سرودن مصيبتنامهاى پرداخت ، كه از لابهلاى ابيات آن عشق پاك و علاقهء تابناك به ساحت مقدّس ائمهء معصومين هويداست .
ايشان در شعر « تجلّى » ، تخلص مىنمود . و سوگ سرودههاى خويش را در دفترى به نام « زبدة المصائب » ، فراهم ساخت . اشعار فارسى و عربى ايشان ، داراى نظمى روان و ساده همراه با مضامين پرمحتوى و سجع و قافيه موزون است .
اكثر شعرا و مدّاحان اهل بيت ( ع ) ، و اهل منبر از ، اشعار ايشان استفاده نموده و شايد اطّلاعى از شاعر دلسوخته نداشته باشند . فىالمثل مرثيهاى كه بعد از رحلت صدّيقهء طاهره ( س ) ، معمولا خوانده مىشود ، از اين عارف است . كه فرمود :
على چون جسم زهرا را كفن كرد * شقايق را نهان در ياسمن كرد
* دو خصوصيّت در وجود ممتازش بود
عشق به علم و عالم ؛ فرزند ارشد ايشان نقل نموده ، كه مرحوم پدرم تا اواخر عمر به قدرى تشنهء علوم و معارف الهى بودند ، كه اگر مطالب تازهاى مىشنيد ، فىالمجلس آن را يادداشت كرده و استفاده مىنمودند . ايشان در ميدان بحث ، مردى صبور و مبارز و در مصاحبت ، فردى بسيار ملايم و آرام بودند ، هميشه در زندگى عاشق مطالعه و تحقيق بوده و اكثر اوقات خود را به مطالعهء كتب و تكمل تأليفات خويش ، مىگذراند . وى نسبت به اهل علم ، ارادت خاصّى داشت . و بالخصوص به سادات احترام فوقالعادهاى ، مىگذاشتند .
توجّه به قرآن و ائمهى اطهار ( عليهم السلام ) ؛ از خصوصيات بارز ايشان مىتوان توجّه و عنايت خاصّشان را به كتاب هدايتگر و انسانساز قرآن عظيم ، ذكر كرد . چرا كه معظمله حافظ تمام قرآن كريم بود . و همواره آيات آن را مرور مىنمودند ، در هنگام استراحت نيز از تلاوت قرآن و ذكر و عبادت