آيتاللّه شيخ محمد نهاوند ، در 4 مجلد رحلى بزرگ ، به دو زبان عربى و فارسى تدوين و تأليف گرديده است . جلد اوّل تا بخشى از سوره انعام ، جلد دوّم تا سوره اسراء ، جلد سوّم از سوره كهف تا فاطر ، جلد چهارم از سوره فاطر تا النّاس ، مىباشد . اين تفسير شريف در چاپخانه علمى تهران ، به صورت سنگى به چاپ رسيده است .
تفسير نفحات الرحمن ، از نمونه تفاسير مزجى و تركيبى است ، كه نمونهاى از خلاصه تفاسير را مىتوان ذكر نمود ، و فشردهء آن محصولى از رواياتى است ، كه از طريق خاصّه و عامّه رسيده است . او تلاش مىكند ، كه نظم و ترتيب بين آيات و سورهها و اسباب نزول را بيان كند ، و از رموز و نكات آيات ، اطّلاعاتى به دست دهد .
مؤلّف محترم ، در پيشگفتار تفسير خود ، چهل حديث را در مورد قرآن و فضائل آن نقل و وارد ساخته است . مؤسسهء بررسى مباحث اسلامى ، در بنياد بعثت به انتشار آن همّت گماشته است . اين تفسير ، در دو مجلّد قرار دارد ، و به زبان عربى و [ تصوير ] فارسى هر دو نگارش يافته است . او از علماء و مفسّران و مدرّسان رضوى و مورد احترام عالم و عامى ، بود . « 1 »
شرح حال او ، در « الغيث السارى » ، آمده است . و اين اشعار از او ثبت شده است :
بتاب موى تو اى ماه مشكمو قسم است * كه درد ما شب هجرت زياد و تاب كم است
فكن در آتش و خاكسترم بده بر باد * كه اين نهايت لطف است و غايت كرم است
برم سجود به محراب ابرويت به خلوص * اگر عبادت حق با پرستش صنم است
از آثار او ، تفسير ملمّعى است ، به نام نفحات و ديوانى به نام زبدة المصائب .
* بيوگرافى اجمالى
آيتاللّه شيخ محمد نهاوندى از سلالهء عالمان راستين و عاملان به شريعت مبين ، در 15 رجب سال 1291 ه . ق ، در نجف اشرف ، قدم به عرصهء حيات نهاد .
كودكى و نوجوانيش در سايهء تربيت پدرى دانشور و اديب و متقى ، گذشت . پدرى كه مرحوم محدّث قمى ، از او در كتاب فوائد چنين ياد كرده است : « شيخ عبد الرحيم نهاوندى ، در علم اصول و فقه ، شهرهء آفاق و در زهد و تقوى محلّ اتّفاق و در شعر و ادب يگانه و طاق بود » .
آية اللّه حاج شيخ محمد نهاوندى ، فقه و اصول و حكمت ، را نزد علماى تهران و برادر خود آية اللّه مرحوم شيخ حسن نهاوندى ، به پايان رسانيد . و به ادامهء تحصيل همت گماشت .
ايشان ، در سال 1317 ه . ق ، به اتفاق برادر خود ، تهران را ترك و به مشهد مقدس هجرت نمود . و در آن ديار در حوزهء درسى برادر خويش و مرحوم شيخ حسنعلى تهرانى ، حاج شيخ اسماعيل ترشيزى و آقاى مير سيد على حائرى يزدى ، كه از علماى بزرگ آن زمان بودند ، حاضر شد . و در همان تاريخ آقايان اجتهاد ايشان را تصديق نمودند .
ايشان در سال 1244 ش ، قصد تكميل تحصيلات ، روى به عتبات عاليات نمود ، و از ارض اقدس رضوى ( ع ) ، تا بيت مقدّس علوى ( ع ) ، سير كرد .
ابتدا مدتى در كربلا ، جوار مرقد حضرت سيد الشهداء ( ع ) ، اقامت نمود . و محضر درسى مرحوم
هامش
( 1 ) در مورد مؤلّف و تفسير آن : مجلّة تراثنا شماره 20 ، ص 238 صادر از مؤسسه آل البيت - الذريعة ، ج 9 ، ص 1006 ؛ ديوان ، ج 24 ، ص 247 ؛ نفحات الرحمن فى تفسير القرآن ، تاريخ علماى خراسان ص 310 - 311 آشنايى با تفسير و تفاسير جديد ص 111 - 112 .