7 . شاهعبّاس ثانى ، ( 1052 - 1077 ه . ق ) .
8 . شاه سليمان ، ( 1077 - 1105 ه . ق ) .
9 . شاه سلطان حسين ، ( 1105 - 1134 ه . ق ) .
10 . شاهطهماسب ثانى ، ( 1134 - 1148 ه . ق ) .
حكومت آنان تا 24 شوّال 1148 ه . ق ، ( نيمه دوم قرن 12 ) ادامه داشت . در آن سال ، نادر شاه مؤسّس افشاريان تاجگذارى نمود و سلسلهء صفوى را مرخّص كرد . بزرگترين خدمتى كه حكّام صفوى به ايران نمودند ، يگانه ساختن ملّت ، و ترويج و تقويت مذهب تشيّع ، و تنفيذ دادن دين در اركان دولت و جامعه بود ، كه تا آن روزگار اينچنين نبود .
علماى شيعه نيز در اين راه خدماتى انجام دادند ، و كتابهاى فقه و تفسير ، احاديث و احكام مربوط به شريعت را در حدّ وسع خود نشر دادند ، تا اينكه مملكت ايران استقلال واقعى خود را به دست آورد ، و بزرگترين فقيهان آن ايّام ، شيخ عبد العال محقّق كركى ، شيخ حرّ عاملى ، علّامتان مجلسى ، شيخ بهايى ، ميرداماد و فيض كاشانى بودند كه آثار خود را منتشر ساختند . در قبال پيشرفت احكام شريعت ، عرفان و ادب ، رو به انحطاط و تنزّل نهاد . چون شاهان صفوى شاعران ستايشگر را تشويق نمىكردند ، ولى وجههء نظر آنان بيشتر معطوف به نشر فضائل اهل بيت ( ع ) ، بود ، و شاعرانى را مورد صله و جايزه و تشويق قرار مىدادند ، كه در منقبت يا مصيبت آن بزرگواران شعرى سروده باشند . فىالمثل نوشتهاند : محتشم كاشانى ، ( متوفّى 996 ه . ق ) كه در قصيدهسرايى استعداد فوقالعاده داشت ، مدايحى را به شاهطهماسب ارائه داد كه شاه آنها را نپذيرفت و دستور داد كه او از مناقب ائمّهء اطهار ( ع ) سخن بگويد . آن شاعر خوشذوق و بااستعداد ، طبع سليم خود را در اين راه به كار انداخت ، و توانست اشعار بسيار لطيف و عالى در مرثيت و منقبت شهداى كربلا ، و ديگر ائمهء هدى ( ع ) ، بسازد كه هماكنون از شهرت و اعتبار ويژهاى برخوردار مىباشند .
حكّام صفوى ضمن مسدود ساختن باب مدح و تملّق ، شعراى صاحب ذوق را به دربار پادشاهان گوركانى در هندوستان سوق مىدادند ، چون در آن ديار بود كه صاحب نام و نان و شهرت مىشدند .
شاعرانى مانند عرفى شيرازى ، ( م 999 ه . ق ) ، طالب عاملى ، ( م 1036 ه . ق ) ، كليم كاشانى ، ( م 1062 ه . ق ) ، صائب تبريزى ، ( م 1088 ه . ق ) و غيرهم به آن ديار رهسپار شدند . و شاعرانى هم كه در نيمهء آخر اين قرن به ظهور پيوستند ، طريقهء فصحاى قديم را زنده و احياء نمودند ، و به شيوهء آنان شعر سرودند ، كه از شاعران نامدار نيمهء دوّم اين قرن ، از افرادى مانند سيّد محمّد شعله ، ( 1160 ه . ق ) ، مشتاق ، ( 1171 ه . ق ) ، و مير محمّد نصير اصفهانى ، ( م 1191 ه . ق ) به ظهور پيوستند . در چنين فضاى ادبى و فرهنگى بود كه علما و مفسّران نامدار و عاليقدرى به ظهور پيوستند ، گرچه در آغاز قرن ، يك نوع حركت ارتجاعى و بازگشت به روش ظاهرى و اخبارىگرى و تجمّد روى الفاظ و ظواهر ، بدون تعمّق در مفاهيم و معانى به وجود آمد كه قشرگرايى و سادهنگرى را ترويج و تبليغ مىنمود ، در صورتى كه دقّت در معانى و روشهاى فلسفى و منطقى ، از سفارشها و توصيههاى پيشوايان معصوم ( ع ) مىباشد ، چون خود آنان فرمودهاند : يك درايت بجا و سازنده و عقلى ، بهتر از هزار روايت و نقل بىدرايت مىباشد .
در هر صورت ، نوع تفاسيرى كه از اين عهد به يادگار داريم ، نوعا تفاسير نقلى و مأثورى است ، جز تعداد اندكى كه يك نوع حالت مزجى و تلفيقى دارند . در اين عصر ما با بيش از 100 عنوان تفسير
طبقات مفسران شيعه ( فارسي ) — صفحة 622
مساهمون: عبد الرحيم عقيقي بخشايشي
ص٦٢٢