پيش درآمدى بر قرن هشتم هجرى قرن هشتم هجرى ، در اثر حملهء مغول و قتل نفوس و نهب اموال و تاراج منابع غنى اسلامى ، يكى از دورانهاى فترت و ركود در امور فرهنگى به شمار مىآيد . جهان اسلام دستخوش انقلابات و تحوّلات بىشمارى گرديد . كتابخانهها و مراكز علمى به تاراج رفت رشتههاى افكار از هم گسسته گرديد ، خاستگاه امور فرهنگى و علمى ، امنيّت و آسايش اجتماعى و وجود فضاى سالم مىطلبد ، در چنين بسترى است ، كه بالندگى و رشد امور فرهنگى امر حتمى است .
متأسّفانه ، اوايل قرنى كه هماكنون در صدد بررسى آن هستيم ، فاقد آن خصوصيّات و ويژگىها بوده است . ولى با توجّه به تحوّلات و دگرگونيهاى آن روز ، تاريخ و تاريخنگارى ، تحوّل درخشانى داشته است . دقيقا مىتوان گفت ، از ويژگيهاى قرن هشتم هجرى ، پيشرفت محسوس در امر تاريخنويسى و ثبت حوادث و وقايع مىباشد . اين علم ارزنده با توجّه به پشتوانهء قوى حوادث و پيشآمدهاى مهمّ آنروز كه در تاريخ اسلام رخ داده بود ، از رشد محسوسى برخوردار بوده است ، و نويسندگان بزرگ و مورّخان نامدارى همچون : خواجه رشيد الدّين ، فضل اللّه و عطاملك جوينى در سرزمين ايران اسلامى ، و نويسندگانى همانند ادفوى ، ( متوفّى 748 ه . ق ) ، ابن وردى ( متوفّى 749 ه . ق ) ، و ذهبى ، ( متوفّى 748 ه . ق ) و ابن كثير دمشقى ، ( متوفّى 784 ه . ق ) ، در سرزمينهاى عربنشين اسلامى ، طلوع نمودهاند ، و آثار سترگ و ارزندهاى در تاريخ از خود به يادگار گذاشتهاند . « 1 »
* تفسير و تفسيرنگارى
ولى علوم شرعى و معارف اسلامى ، همچنان در ركود و خمود بسرمىبرد ، ولى از نيمهء دوّم اين قرن ، ما شاهد درخشش آثار تفسيرى و مطرح شدن احكام شريعت ، و تا حدودى تحوّل و بالندگى در علوم و معارف اسلامى هستيم . روش كار مفسّرين ما در اين دوران انتقالى ، تلخيص و تشريح آثار گذشتگان و حاشيهنگارى بر آنها بوده است . در اين قرن ، بازگشت به احاديث و مأثورات در رشتهء تفسير ، آغاز شده است ، و نوع تفاسير شيعه ، مزيّن با احاديث نورانى يا مبتنى بر مأثورات و منقولات نبوى ( ص ) گرديده است . ما در اين قرن فترت و
هامش
( 1 ) آداب اللّغة ج 3 ، مبحث التّاريخ .