تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات مفسران شيعه ( فارسي ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
آن با منكرين برانگيخته شدن بعد از مرگ و زنده نمودن خداوند متعال با آن شيوه مجادله نموده است جايى كه مىفرمايد : « و ضرب لنا مثلا و نسى خلقه ، قال من يحيى العظام و هي رميم ، قل يحييها الّذى أنشأها أوّل مرّة و هو بكلّ خلق عليم . » « 1 » خداوند متعال از پيامبر خدا خواسته است كه با منكرين بعث مجادله نمايد آنان كه مىگويند : خداوند چگونه مىتواند اين استخوانهاى پوسيده را زنده كند بگو آن خدايى كه نخستين بار و در آغاز كار بدون وجود استخوان ، خاك او را بوجود آورد در صورتى كه هيچ‌گونه مادّه و وسيله‌اى نبود آيا عاجز است دوباره آن را پس از خاك شدن ، احياء و زنده كند ؟ اگر بنا بر عجز و ناتوانى باشد [ بنا به اعتقاد شما ] نخستين بار كه مىبايست عاجزتر و ناتوان‌تر بوده باشد . . . . « 2 »

4 . اشاره به قتل متوكّل :

در اثبات الهداة آمده است مردى از اهل مداين ، نامه‌اى به حضور آن حضرت نوشت و در مورد ، باقيمانده از حكومت متوكّل پرسش نمود . . . . امام ( ع ) با كنايه و ايهام مرقوم فرمودند : « تزرعون فيه سبع سنين دأبا فما حصدتم فذروه فى سنبله إلّا قليلا ممّا تأكلون ثمّ يأتى من بعد ذلك سبع شداد يأكلن ما قدّمتم لهن الّا قليلا ممّا تحصنون ، ثمّ يأتى من بعد ذلك عام فيه يغاث النّاس و فيه يعصرون » . « 3 » [ در اين آيه شريفه با احتساب هر سه مورد از سالها 7 + 7 + 1 مجموعا 15 سال وقت آمده است ] متوكّل در سر سال 15 كشته شد . « 4 »

5 . نجات انسان :

امام حسن عسكرى ( ع ) مىفرمايند : حسين بن على ( ع ) به مردى گفت : كدام يك از اين دو كار ، نزد تو محبوب‌تر است : آيا مردى مىخواهد مستمند ناتوانى را به قتل برساند آيا تو او را از دست آن مرد رها نمىسازى ؟ يا مرد ناصبىاى كه مىخواهد ناتوانى از ناتوانان شيعيان ما را گمراه سازد و تو باب استدلال به برهانهاى الهى را بر روى او مىگشايى و جلوى گمراه ساختن او را بگيرى و او را مجاب مىسازى و درهم مىشكنى ؟ مرد پاسخ داد : بلكه نجات دادن اين مؤمن ناتوان ، از دست اين فرد ناصبى محبوب‌تر است ؛ چرا كه خداوند متعال مىفرمايند : « و هركس فردى را زنده كند و از كفر به‌سوى ايمان رهنمودش سازد گويا همهء مردم را پيش از آنكه آنان را با شمشيرهاى آهنين بكشد ، زنده كرده است » ، من أحيا نفسا فكأنّما أحيا النّاس جميعا . « 5 »

6 . بذل مال يا اعتبار و آبرو :

امام ( ع ) در تفسير آيه شريفه « أقيموا الصّلاة و آتوا الزّكاة و ما تقدّموا لأنفسكم من خير تجدوه عند اللّه إنّ اللّه بما تعلمون بصير » . « 6 » مقصود از اقامهء نماز تكميل وضو ، تكبيرات ، قيام ، قرائت ، ركوع و سجود و رعايت حدود آن مىباشد . مقصود از پرداخت زكات ، پرداخت آن به مستحقّين و نيازمندان واقعى است و هرگز نمىتوان به كافر يا ناصبى داد چون رسول خدا ( ص ) فرمودند : « كسى كه به دشمنان ما تصدّق مىكند همانند فردى است كه در حرم خدا دزدى مىنمايد و مقصود از بيش افكندن خير ، خرج مال در راه اطاعت خدا است اگر مالى نباشد پس از اعتبار
هامش
( 1 ) سوره يس آيات 78 - 81 . ( 2 ) تفسير منسوب به امام حسن عسكرى ( ع ) ص 244 چاپ اول ، توحيد صدوق ص 459 ، وسائل الشيعة ج 11 ، ص 358 به نقل از معادن الحكمة ج 2 ، ص 226 . ( 3 ) سوره يوسف آيه 47 - 49 . ( 4 ) اثبات الهداة ج 6 ، ص 260 ؛ بحار ج 50 ، ص 186 . ( 5 ) بحار الأنوار ج 3 ، ص 279 و التفسير المنسوب بالعسكرى ص 34 . ( 6 ) سوره بقره آيه 110 .