واژهها يا شأن نزول يا نكات مبهم نپردازد ، بلكه تفسيرى باشد جامع از كلّ آياتى كه در اين صفحه به طور مرتب و به هم پيوسته آمده است .
چهارم : از ويژگىهاى مهم و برجستهء اين تفسير ، توجّه به ابعاد اجتماعى و سياسى آيات قرآن كريم است ، زيرا ما تأكيد داشتيم ، كه هر آيهاى كه به مسائل اجتماعى مىپردازد ، آن را با اشاراتى مختصر بيان كنيم و در بعضى موارد ، به مصاديق امروزى آيه هم اشاره كنيم . مثلا وقتى از ويژگىهاى فرعون و سياستهاى فرعونى صحبت مىشود ، بر سياستهاى استكبارى امروز هم تطبيق دهيم . براى اينكه روحيّهء استكبارى ، همان روحيهء فرعونى ، است - و تفرعن همان تفرعن است بدون تفاوت - كه مدام به صورتها و جلوههاى ديگر نمايان مىشود .
پنجم : در تفسير آيات ، به تفاسير اهل سنّت و شيعه ، هر دو مراجعه مىشود و آراء را گاهى خيلى كوتاه در يكى ، دو خط ، براى خواننده بيان مىكرديم ، تا بداند كه اين رأى هم هست و سپس با توجّه به روايات و ظاهر آيه ، رأى مورد پسند و منتخب را تبيين مىكرديم . گاهى هم ، براى آيه و رأى مورد انتخاب ، يك تحليل اجتماعى مىداديم .
مثلا وقتى به آيهء تحريم ربا رسيديم ، بيان شد كه مسئله تحريم ربا ، موجب رفع تضادّهاى اجتماعى ، و سوق دادن سرمايهها بهسوى توليد مىگردد .
در مراجعه به تفاسير ، مهمترين تفسير مورد اعتماد ، از تفاسير شيعى تفسير « الميزان » بود و از اهل سنّت ، تفسير « فى ظلال القرآن » و « المنار . » زيرا اين دو تفسير ، به ابعاد سياسى و اجتماعى آيات ، بيشتر نظر دارند .
ششم : سعى ما بر اين بود كه اين تفسير ، با عبارات واضح و تعابير سليس و عربى روز ، نگاشته آيد ، نه با عربىهاى غير مفهوم . با زبانى رسا و گويا ، كه براى همگان قابل فهم باشد .
هفتم : در اين تفسير ، از مسائل علوم قرآنى ، غفلت نداشتيم و به مناسبتهاى آيات ، به آن مسائل اشاره كردهايم . مثلا ، در ذيل آيهء محكم و متشابه در سورهء آل عمران ، به معانى محكم و متشابه و رأى مورد قبول و فوائد وجود محكم و متشابه در قرآن اشاره شده است .
در برخى موارد كه احساس ضرورت شده ، به فقه اللغة بعضى از كلمات قرآن نيز پرداخته شده است . مثلا لفظ « اثّاقلتم الى الأرض » كه اين لفظ هم تلفّظ آن ثقيل است به جهت الفى كه بعد از « ث » مشدّد آمده است و هم داراى معانى سنگينى است ، زيرا بيانگر سنگينى شديدى است كه منافقان در وقت دعوت به جهاد از خود نشان مىدادند .
ما در طول مطالعات تفسيرى و قرآنى ، به يك ابتهاج و سرور بسيار جالبى رسيديم كه همواره از آن استفاده مىكنيم و بهرهمند مىباشيم و آن اينكه قرآن كريم ، داراى كيفيّت و زبان مخصوص به خود مىباشد كه انسان هرچه بيشتر مطالعه و تأمّل و دقّت مىكند ، صحنههاى جديد و افقهاى تازهاى در برابر چشمان او گشوده مىشود . آيات قرآن ، با زبان تازهاى با او سخن مىگويد . مثل اينكه آيات تازه شنيده شده و مفاهيم تازهاى از آنها به ذهن القاء مىگردد ، به ويژه آنگاه كه آيات مربوط به يك موضوع در كنار يكديگر قرار گيرند ، معناهايى از آن ظاهر مىشود ، كه قبلا مكشوف نبوده است . واقعا وقتى از يك صفحه ، حتى يكآيه فارغ مىشديم و مجدّدا آيه را مىخوانديم ، احساس مىكرديم ، مثل اينكه اين آيه تازه نازل شده است و كلّ وجود ما با قرائت آن ، تازه مىگشت و به افقهاى تازهاى از قرآن مىرسيديم و احساس مىكرديم ، قرآن با كلّ وجود
طبقات مفسران شيعه ( فارسي ) — صفحة 1095
مساهمون: عبد الرحيم عقيقي بخشايشي
ص١٠٩٥