ساقىنامه :
نسخهء آن چنان كه ذكر شد در كتابخانهء مجلس به شمارهء 1185 نستعليق سدهء 11 هست .
( فهرست مجلس ج 3 ، ص 662 )
آقاى گلچين معانى از نسخهء ديگرى هم به شرح زير ياد كرده است : ساقىنامهء وى منقولست از ديوان سههزار بيتى مجذوب نسخهء دوست شاعر دانشمندم آقاى عبد العلى اديب برومند كه در زمان حيات شاعر ( 1072 ) به خط نستعليق محمد خان قزوينى كتابت شده ، داراى سرلوح زيبا و جداول به زر و شنگرف است و قطع آن 14 * 5 / 22 سانتيمتر است .
ساقىنامهء مجذوب تبريزى
چه پيچى درين عالم پيچپيچ * كه خاليست از راحت و پر ز هيچ
گرهبستهاى داشت طفلى بدست * فكند از كف و در كمينش نشست
روان طفل ديگر ربودش ز جا * چو بگشود در وى نبد جز هوا
گرهبسته دنيا و طفل آن دنيست * بگويش كه چيزى در آن بسته نيست
فنا بر فنا ظاهرش را ببين * كجايى هنوز آخرش را ببين
به تعليم يك گردش چشم يار * چها تا كند گردش روزگار
همانست اين گنبد كج نهاد * كزو رفت تخت سليمان به باد
همان منزلست اين بيابان تنگ * كه ره بست بر كيقباد و پشنگ
فلك را همانست آن دست و زور * كه برد افسر از ايرج و سلم و تور
همان به درين فتنهخيز فنا * كه با چشم ساقى شوى آشنا
كند فارغ از غصّه زاهدت * مى و مطرب و ساقى و شاهدت
بده ساقى آن كيمياى وجود * كه ظاهر كنم تا كدامست جود
نه همّت همين سيم و زر دادنست * كه همّت به راه تو سردادنست
* * *
مگر كرد شاهى به وقت شكار * به سرمنزل ژندهپوشى گذار