گفتم رسم به يار بگويم حكايتى * فرياد از آن زمان كه رسيدم زبان نبود
اشعار فردى تبريزى و اردبيلى به سبب مشاركت تخلص يكى به نام ديگرى بر سبيل اختلاف ديده شده است .
چنان كه بيت :
قاصد بنام من غم خود گفته پيش او * من شادمان كه درد دلم را شنيده است
در « مكتب وقوع » به نام فردى اردبيلى و در آتشكدهء آذر و شمع انجمن و رياض الجنة و . . .
به نام فردى تبريزى ثبت شده است .
( تحفهء سامى ، ص 259 - آتشكدهء آذر ، ص 133 - رياض الجنة ، ص 899 - شمع انجمن ، ص 371 - روز روشن ، ص 519 - دانشمندان آذربايجان ، ص 296 )
فروغ تبريزى
حاجى عبد اللّه حسينى از سخنوران سدهء دوازدهم هجرى قمرى تبريز است در هندوستان با ميرزا محمد على فروغ اصفهانى ( متوفى 1210 ) گفتگوى شاعرانه داشت و در اواخر عمر با لباس درويشى به شهر بنارس رفت و در تاريخ 1210 همانجا درگذشت . « 1 »
نسخهيى از ديوان او در كتابخانهء دانشگاه تهران موجود است و چنين شروع مىشود :
سحر بويى ز زلف يار باد آورد بر صحرا * عبيرآميز عنبرريز ، عنبربيز ، عنبرسا
و چنين خاتمه مىيابد :
تويى شاه وفادارش تويى دلجوى غمخوارش * به كس نبود سروكارش سگ اين آستانستى
( دانشمندان آذربايجان ، ص 296 - فهرست دانشگاه ، ج 12 ، ص 2955 )
فسونى تبريزى
محمود بيگ فسونى فرزند عبد اللّه از سخنوران اواخر سدهء دهم و اوايل سدهء يازدهم هجرى قمرى است .
هامش
( 1 ) - شباهت ترجمهء فروغ با عارف تبريزى مورد توجه است .