تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 903

مساهمون:

ص٩٠٣
اين عهد شوم و اين سيه‌دوران * دامنت همواره گلشن باد اجاق و دودمانت دودخيز و گرم و روشن باد . * سلام اى خاك بابك موطن زرتشت * اى مهد ختائى كه محراب در و ديوار ويران گشتهء * گوى مسجدت با قطره‌هاى خون مردانت سرشته * و از آزادگى و رادمرديهاى ستار خان و باقرخان گو . . . * يا از خيابانى . . . چه گويم آسمان صد داستان * با كلك پروينش نوشته تو شهر قهرمان صبحى و * آذر پادگانى چو ابراهيمى و هم جاودانى * سلام اى مادر دلسوخته اى ام ليلاى زمانه * ترا در ماتم قربانيانت كودكانت ، نوجوانانت * و يا خون قبايش خشك ناگشته شهيدانت . . .
* * *

از قطعه مادر او :

بو باغين بير باغبانى وار