از اوست :
شمس رخت فضاى دلم كرده پر ز نور * مژگان جان ستان تو بر دل زده شرار
( جلاليه ، ج 2 ، ص 374 )
غافل سلماسى
پرويز خان ملقب به « صفير العارفين » فرزند فرج اللّه خان از بزرگان ايل « لك » سلماس بود .
از ايّام كودكى به تحصيل علم اشتغال ورزيد و به وسيلهء رايض الدّين اعجوبه طريقهء عرفان اختيار كرد و تا عمر داشت در تهذيب اخلاق خويش و كسب كمالات و تفكر و تعمّق و تأمل در امور معنوى كوشيد و در نتيجهء رياضت و كوشش صاحب مقامى ارجمند در عرفان گرديد .
مريدانش پروانهوار گرد شمع وجودش حلقه مىزدند و از وجود فيّاضش فيضها مىبردند . پرويز خان در انقلابات سال ( 1336 ه ق . ) سلماس به اصرار مريدانش به خوى نقل مكان كرد و در اندك مدّتى فرزندش خسرو خان و نوادهاش شريف الدّين خان به رحمت ايزدى پيوستند و خود او نيز در ماه ذيقعدهء همين سال 1336 جهان فانى را به درود گفت .
از اين بزرگوار كرامات متعدد ظاهر شده كه در تذكرة الاولياء تأليف شمس الدّين پرويزى بتفصيل مندرج است .
تأليفات :
1 - جواهر الكلام و مفتاح المرام :
در سير و سلوك و بيان طريقت ذهبيهء رضويه ، در چهارده جمله و يك خاتمه ، به سال 1302 قمرى نوشته شده و با ديباچهيى از حبيب اللّه لسان الولايه در تبريز به سال 1320 به چاپ رسيده است .
نسخهيى از آن در كتابخانهء دانشگاه به شمارهء 2861 ( فهرست دانشگاه ج 10 ، ص 1703 ) و نسخهيى در كتابخانهء سپهسالار ( سابق ) به شمارهء 5795 ( فهرست سپهسالار ، ج 4 ، ص 119 ) هست .
2 - نوريه :
گزارشى است عرفانى بر برخى از شعرهاى « مرات العارفين » ميرزا ابو القاسم