ابراهيم سرابى
در كتابخانهء مركزى دانشگاه تهران جنگى تحت شمارهء 4263 گردآوردهء موسى بن حسن گرگرى ليوارجانى مورخ شوال 1341 هست در صفحهء 51 اين جنگ شعرى به عربى از آخوند ملا ابراهيم سرابى ضبط شده است .
( فهرست دانشگاه ، ج 13 ، ص 3235 )
امينى سرابى
سليمان امينى فرزند ملا جواد امين العلماء ، به سال 1310 ش ، در ده خاكى از دهات سراب تولد يافت . علوم مقدماتى را در مكتب پدرش فراگرفت . پس از مرگ پدر به تبريز آمد و تا پايان عمر در اين شهر اقامت گزيد و در دانشگاه تبريز به كار دفترى اشتغال داشت .
امينى در ادبيات فارسى و عربى دستى قوى داشت به دقايق شعر آگاه بود و نزديك به 15 هزار بيت شعر سروده كه بيشترش غزل است از اشعار او كتابى به نام « گلهاى خودرو » با مقدمه استاد شهريار و مجموعهاى موسوم به « اشك خون » و ديوانش به چاپ رسيده است .
وى علاوه بر اينكه شاعرى توانا و نكتهسنج بود ، از هنر خطاطى و خوشنويسى نيز بهرهاى كافى داشت و اقسام خط را خوب مىنوشت . مردى خوشصحبت و مهربان و فروتن و وفاپيشه و پاكانديشه بود .
صفاى طينت و علو همت او ستودنى بود ، با اينكه بيشتر ايام عمر را به تنگدستى گذرانيد ولى هرگز راز درونش را فاش نكرد و از هيچكس منت نبرد :
منت مبر « امينى » از ابناى روزگار * اسرار دل به پيش شه اوليا ببر
وى غروب سهشنبه پنجم اسفند ماه 1354 در تبريز درگذشت و در گورستان بقائيه به خاك سپرده شد . آقاى نظمى شاعر معاصر كه از دوستان آن شادروان بود ماده تاريخ ذيل را در تاريخ فوت وى گفت :
تا « امينى » گسست از اين عالم * جان پاكش به جان جان پيوست