به غايت خوشطبع و فهيم بوده ، از بدايت حال تا حد كمال در ملازمت ميرزا اشرف مىبود . و در علوم معقول رتبهء بلند و مرتبهء ارجمند داشته است . در سنهء 954 درگذشته جسد او را به قزوين آورده در جنب مزار جدش شيخ ابو يزيد دفن كردند . از اوست :
به رغم من نمايد مهر با اغيار يار من * خوشم بارى كه يادش مىدهد از اعتبار من
( هفت اقليم ، ج 3 ، ص 259 - 260 - دانشمندان آذربايجان ، ص 298 )
فنايى خلخالى
شيخ احمد فنايى نبيرهء ابو يزيد خلخالى و از مشاهير شعرا و دانشمندان سدهء دهم ه ق .
است . طبعى بلند و ذهنى دلپسند داشته است . در خدمت مشاهير علماى آن عصر از قبيل مير غياث الدّين منصور دشتكى شيرازى و مولانا احمد ابيوردى و شمس الدّين خفرى و كمال الدّين لارى كسب كمال نموده و بعد از زيارت بيت اللّه ، در قزوين مشغول تدريس بوده و هم در آنجا به سال 975 ( و به قولى 985 ) وفات يافته است .
نمونهيى از اشعار اوست :
كشم بر صفحهء دل صورت جانانه خود را * بدين صورت دهم تسكين دل ديوانهء خود را
* * *
افتاده به پا زلف سمنساى تو از چيست * ديوانه منم سلسله بر پاى تو از چيست
* * *
كار مشكل مىشود بر بىنوايان چمن * گر تو اى گل گوش بر آواز بلبل مىكنى
اى « فنايى » با وجود يار مىمردى ز عشق * حيرتى دارم كه چون اكنون تحمل مىكنى
( تحفهء سامى ، ص 130 - هفت اقليم ، ج 3 ، ص 259 - مجمع الخواص ، ص 262 - 263 - آتشكدهء آذر ، ص 39 - نگارستان سخن ، ص 78 - روز روشن ، ص 538 - 539 - دانشمندان آذربايجان ، ص 302 - فرهنگ سخنوران )