سرورى گر بايدت از زيردستان سر مپيچ * با هواى خود سرى دعوى سردارى ز چيست
چون خدايت دست اندر كار مردم كرده باز * داد مظلومان بده آيين غدارى ز چيست
روى اندر قبله و دل در پى دير و كنشت * اى عجب اندر حريم كعبه خمارى ز چيست
ز ابلهى باشد ز نيش مار جستن شهد ناب * از بدانديشان طمع كردن نكوكارى ز چيست
( سخنوران نامى معاصر ج 1 ، ص 251 - 253 - نشريهء كتابخانهء ملى تبريز تير ماه 1345 )
[ حرف ياء ]
ياراحمد تبريزى
ياراحمد فرزند حسين رشيد تبريزى از اديبان و شاعران سدهء نهم ه ق . است . به سال 867 نسخهيى از رباعيات حكيم عمر خيام را برحسب موضوعات مختلف و مطالب متنوع در ده باب مرتب كرد و آن را « طربخانه » ناميد . مقدمهيى بر آن نوشت و حكايتهاى عجيب و غريبى كه دربارهء زندگى خيام شنيده و يا خوانده بود ، در آن آورد . نسخهيى از آن در كتابخانهء نور عثمانيهء استانبول هست . دربارهء تبويب كتاب مىگويد :
به ده فصل اين نسخه اتمام يافت * به ترتيب احسن به وجه نكو
طرب مىفزايد زهر صفحهاش * ورت نيست باور ببين روبرو
طربخانهء اهل فضل است و هست * ( طربخانه ) تاريخ اتمام او
867
اين كتاب به سال 1342 به تصحيح استاد جلال الدّين همايى در تهران به طبع رسيده است . در روضات الجنان ، ج 2 ، ص 205 هم از درويشى به نام احمد چنين ياد شده است .
« مولانا ياراحمد . . . نيز در كمال عزت و جذبه ، به خدمت عبد الرحيم خلوتى ( متوفى 859 ) رسيده و ديگر عزيزان را نيز دريافته است » .
( روضات الجنان ، ج 2 ، ص 205 - دانشمندان آذربايجان ص 400 - مؤلفين مشار ، ج 5 ، ص 813 )