تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 724

مساهمون:

ص٧٢٤
راد مشير نظام ، صدر سپهر احتشام * بر همهء خاص و عام شفقت و احسان كند
( نشريهء كتابخانهء ملى تبريز ، شمارهء 8 ، ص 59 - 66 - فهرست كتابخانهء ملى تبريز ، ج 2 ، ص 688 )

واله ايروانچى

ميرزا على متخلص به « واله » از فضلاى اوايل سدهء چهاردهم ه ق . تبريز بود . به نوشتهء مرحوم صفوت فضل و دانش او به فضل و دانش معاصران خود فايق آمدى . . . در بلندى مرتبت او اين بس‌كه حاج ميرزا حسن آقا مجتهد طاب ثراه محض تجليل و قدرشناسى سالى يكى دو مرتبه به منزل « واله » مىرفت و با وى مذاكرهء علمى و ادبى مىكرد . واله در تاريخ 1346 ه ق . بدرود حيات گفت . از قصيدهء فاطميهء او چند بيتى براى نمونه نقل مىشود :
ايا بانوى كونين و ايا محبوبهء داور * ايا صديقهء كبرى ، چراغ آل پيغمبر تو بنت قطب افلاكى تو دخت شاه لولاكى * مر او را بضعهء پاكى مر او را نازنين دختر قمر نعل نعال تو خور از عكس جمال تو * فلك محو كمال تو ملك بر درگهت چاكر
( داستان دوستان ، ص 104 - 105 )

وجدان تبريزى

ميرزا باقر قاضىزاده متخلص به « وجدان » از سخنوران سدهء يازدهم ه ق . و از شاگردان آقا حسين خوانسازى بوده است . « 1 » از اوست :
غفلت كج نظران فايدهء دين باشد * چشم احول چو به خواب است يكى بين باشد
* * *
هامش
( 1 ) - هرچند كه در « صبح گلشن » و « دانشمندان آذربايجان » و « فرهنگ سخنوران » از اين شاعر و « باقر تبريزى » به‌طور جداگانه ياد شده است . ولى شباهت نسبى ترجمهء آن دو و وجود ابيات مشترك در تذكرها و سكوت نصرآبادى تذكره‌نويس عصرى دربارهء صاحب ترجمه مؤيد اين احتمال است كه « وجدان » و « باقر » فرد واحدى است كه بيشتر به اسم خود « باقر » مشهور و متخلص بوده است .
سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 724 | عزيز دولت آبادى