تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 723

مساهمون:

ص٧٢٣
« وافى » مكن از دست غمش ناله كه آن شوخ * انديشهء داد و غم فرياد ندارد
* * *
در انتظار تيغش بر ره نشسته « وافى » * پايى كشيده بر خود پايى دراز كرده
( مجمع الخواص ، ص 305 - دانشمندان آذربايجان ، ص 391 - الذريعة ، ج 9 ، ص 1253 )

والاى تبريزى

ميرزا على و الا از شاعران بديهه‌سراى اوايل سدهء چهاردهم ه ق تبريز بود ، روز 27 ذيحجهء سال 1237 در تبريز تولد يافت و پس از تحصيلات مقدماتى به فراگرفتن فنون ادبى پرداخت از شعراى بزرگ تتبع كرد . روز به روز مورد توجه استادان و ادب‌پرورانى مثل حجة الاسلام نيّر و حسنعلى خان امير نظام قرار گرفت . گويا بيشتر مدايح و هجوياتش به‌طور پراكنده در پيش عده‌يى از وابستگان و دوستاران شعر و ادب در تبريز و تهران هست . و مقدارى هم در مجموعه خطى شماره 3680 كتابخانهء ملى تبريز مندرج است . « 1 » و الا به سير و سفر راغب بود . مسافرتهاى متعددى به مشاهد متبركه و عتبات عاليات نمود به زيارت حج نيز نايل گشت وفاتش شب جمعه دوم محرم 1326 ه ق در تبريز اتفاق افتاد .

نمونه‌يى از اشعار اوست :

بايد زنم به تهنيت عيد زير و بم * كالطير فى الحديقة و الليث فى الاجم خوانم ز بر ثناى وليعهد محتشم * سلطان مظفر آنكه بود جانشين جم حامى ملت عرب و دولت عجم * شاه فلك سرادق و كيوان غلام ما
در مدح مشير نظام گويد :
عيد شد و عزم بزم دلبر جانان كند * صيد دل و دين نمود قصد تن و جان كند ساز سخن چون كند از لب همچون عقيق * طعنه به شكر زند خنده به مرجان كند
هامش
( 1 ) - اين مجموعه در 86 صفحه 12 سطرى به قطع 12 * 5 / 17 شامل 23 قصيده و 6 مسمط است تاريخ تحرير آن بيستم صفر 1307 ه ق . و ظاهرا به دستور ميرزا محمود خان مشير نظام ( فرمانده قشون آذربايجان ) تدوين يافته و حاوى مدايحى است كه هشت تن از شاعران : به تخلص‌هاى « و الا » ، « ضيا » ، « مجد » ، « صدر » ، « خرم » ، « ربيع » ، « سررشته‌دار » و « حبيب » در حق مشير نظام سروده‌اند ( نشريهء كتابخانهء ملى تبريز ، شمارهء 8 ) .