2 - مقناطيس القلوب .
3 - آذر دلافروز و اخگر جگرسوز .
4 - كسروىنامه .
هدهد سليمان چنين شروع مىشود :
اين قنارى اصغر ، بلبل خوشالحانست * قاصد به سر افسر هدهد سليمان است
آصف سخنپرور اسم اعظمش از بر * جن و انس را رهبر حكمران ديوان است
ترجيعبند :
اى به كاخ تو آشيانهء ما * وى ز شاخ تو قوت و دانهء ما . . .
سوختم اى مسيح دم نفسى * جز تو نبود پناه و دادرسى
از رباعيات :
يا رب بسوى بندهء درويش نگر * پروردهء خويش را از اين بيش نگر
من آينهء صيقلى دست توام * در من منگر به صورت خويش نگر
* * *
يا رب نظرى به سن هفتادم كن * رحمى به دو صد فغان و فريادم كن
يك سرخط بندگيم امضا بنما * از خواجگى دو كون آزادم كن
وى عقايد الاسلام مقدس اردبيلى را از تركى به فارسى برگردانيده و در تاريخ آن گفته است :
اى دوستان اين ، طرفه عقايد * اسلاميان را محكم گواه است
اصل مؤلف بر اين رساله * گرچه محقق رضوانپناهست
اما مترجم بر نظم و نثرش * مخفى نماند كاين روسياه است
يعنى « سماعيل تايب تخلص » * آنكه سراپا غرق گناهست
در شهر شوال بر تاريخ سال * ( اغفر الها ) خوش تكيهگاهست
( 1319 )
( الذريعة ، ج 9 ، ص 163 - مواد التواريخ ص 44 - ترجمهء عقايد الاسلام ص 325 )