اى " نباتى " بنگر كاين گهر از مخزن كيست * « گفتمش سلسلهء زلف بتان از پى چيست »
« گفت حافظ گلهيى از شب يلدا مىكرد »
در عزل يوسف خان گرجى از حكومت قراجهداغ ماده تاريخى ساخته است كه در جنگ شماره 2624 كتابخانهء مرحوم نخجوانى مسطور و چنين است :
گرچه كس گوش نگيرد به جنون * ليك گويم سخنى بهر سكون
دولت طنطنهء يوسف خان * گشت چون طالع عشاق نگون
هاتفم خواند به گوش اين تاريخ * ( كن زبون را ز قراداغ برون ) « 1 »
1241
در صفحهء 247 ديوانش اين دو بيت تاتى و تركى آمده است :
ساقى دولانيم باشنكا بوجون سنكا قربان * يك باده بوا ايم خانى سلطون سنكاقربان
گه تركى و گاهى عربى گه فارسى * گه تاتى بوتچين آز وامون سنكاقربان
و در مقطع قصيدهيى ( ص 253 ) اين بيت تاتى به چشم مىخورد :
ذونستش چمه دوت شعر نوايى چمى جوقندا * ايزان زون ويل برو هو شما هر و يالوتوار اولميش
در توصيف زادگاهش گويد :
صفحهء عالمده بير درّ نهاندير اوشتبين * وزنه گلمز ، چكمك اولماز ، چوخ گيراندير اوشتبين
از اشعار تركى اوست كه در مدح مولاى متقيان گفته است :
منيم عالمده سلطانيم عليدير * منيم مير جهانبانيم عليدير
دير دايم ديلينده خان چوبانى * منيم هر درده درمانيم عليدير
در شهريورماه سال 1372 كنگرهء بزرگداشت اين شاعر به مدت سه روز در كليبر برگزار شد و به همين مناسبت ديوانش به طرز مطلوبى در دو جلد به اهتمام حسين محمدزادهء صديق انتشار يافت جلد اول آن اشعار فارسى و جلد دوم اشعار تركى نباتى است .
چاپ تزيينى و نفيس ديگرى هم از اشعار فارسى او با تشريك مساعى جمعى از
هامش
( 1 ) - چون از كلمهء قراداغ ( - 1306 ) زبون ( - 65 ) موضوع شود 1241 باقى مىماند .