جانا ، به همه دهن بگويم گستاخ * بوسى ز لب تو آرزو مىكندم
* * *
دلدار به عشوه خوشزبانى است كه نيست * در كين منش ، بسته ميانى است كه نيست
بادامش ، اشارت ار به چشمى است كه هست * آن پسته ، عبارت از دهانى است كه نيست
( نزهة المجالس ، 90 و . . . )
نباتى قراجهداغى
سيد ابو القاسم متخلص به نباتى و مشهور به مجنون شاه و خان چوپانى فرزند مير يحيى ( ملقب به سيد محترم اوشتبينى ) به سال 1191 ه . ق . تولد يافت دوران جوانى خود را در قريهء اوشتبين كه از قراء باصفاى ارسباران است با حشمدارى و باغبانى گذرانيد ، زيباييهاى طبيعت او را به سرودن اشعار برانگيخت رفتهرفته به عرفان گراييد و ضمن تحصيل به مطالعهء آثار عمر خيام و مولوى و حافظ پرداخت بعدها به اهر رفت و در بقعهء شيخ شهاب الدّين گوشهء رياضت و عزلت گزيد و اواخر عمر باز به زادگاهش اوشتبين برگشت و به سال 1262 ه . ق . در همانجا وفات يافت .
نباتى مردى صوفىمشرب بوده و اشعارى به زبان تركى آذربايجانى و فارسى مىسروده است و همانطورى كه مرحوم تربيت مىنويسد : « متتبع اشعار خواجه حافظ شيرازى است و بيشتر به جنس تجنيس طالب بوده شعرهاى تركى مطابق نغمات كردى ، كرمى ، قراكهرى ، گرايلى بسيار گفته است » .
نسخههايى از ديوان نباتى به شرح زير در كتابخانهها هست :
كتابخانهء مجلس بهشمارهء 1078 : نستعليق خوب اواخر سدهء 13 . داراى غزل ، رباعى ، مخمس ، تركيببند ، فارسى و تركى ، در حدود 4800 بيت و پيرامون هزار بيت از نسخهء چاپى بيشتر دارد . 216 گ 12 س . آغاز : از گردش روزگار و دور گردون
( فهرست مجلس ، ج 3 ، ص 434 ) .