* * *
اى دل آيينهء خورشيد لقاى تو كجاست * غيرت صبح شو اى سينه ، صفاى تو كجاست
منكرند اهل هوا گرمى گفتار ترا * آخر اى دل اثر تير دعاى تو كجاست
از در كعبهء مقصود چرا محرومى * قبلهء حاجت و محراب دعاى تو كجاست
شد محبت بعد اوت بدل از بخت زبون * اى گلستان وفا مهر گياى تو كجاست
مقتداى حكما ، پيش خرام شعرا * شاعر ساحر اعجازنماى تو كجاست
ملك الفضل شفايى كه مسيحاى دمش * بوزد صحّت در سقم ، شفاى تو كجاست
زندهيى بىشرف صحبت او شرمت باد * دعوى بندگى و لاف دعاى تو كجاست
در خم دايرهء گردش افلاك انسى * چه مقيد شدهيى ، ترك فناى تو كجاست
حكيم در جواب نوشته المسافة لا يحتجب النفوس عن النفوس .
گر بدى آنكس كه زى توام بفگندى * خويشتنى را نهادمى به فلاخن