جلد اول 853 + 161 + 14 صفحه در سال 1888 ميلادى بقطع وزيرى .
جلد دوم 882 + 226 + 14 صفحه در سال 1890 ميلادى بقطع وزيرى .
جلد سوم 982 + 206 + 14 صفحه در سال 1891 ميلادى بقطع وزيرى .
در كتاب مآثر الامراء ترجمهء احوال قريب هشتاد نفر از امراى شاعر نيز بتفصيل مسطور است .
ترجمهء مؤلف در ذيل بهارستان سخن گذشت ، و اينك ترجمهء مير عبد الحى بقلم خود وى :
« نام اين بىبضاعت عبد الحى است . در سنهء 1142 هجرى از عالم كمون بساحت بروز پيوسته ، بعد وصول بسن رشد و تميز ، چندى بجزو كشى در مدارس گذرانيده به تحصيل علوم درسى پرداخته ، و لختى بكسب فنون ادبيه و عربيه و فصلى بمطالعهء كتب حكمت نظرى و عملى همت گماشته ، سال 1162 بمنصب و خطابخانى اعتبار يافته ، از جانب ناصر جنگ شهيد بديوانى صوبهء برار و متصدىگرى محالات تيول آن نويين بلندمرتبه كه در آن صوبه بود ، مأمور گرديد ، و در عمل صلابت جنگ بنظامت بلدهء خجسته بنياد و قلعهدارى قلعهء دولتآباد نامزد شد .
چون مقدمهء ناگزير والد مغفور بعرصهء وقوع رسيد ، و زمانه بكام بدخواهان شد ، اگرچه چندى بكنج توارى برنشاندند ، و از همه سو يأس نمودار گرديد ، ناگهان جاذبهء عنايت نواب نظام الملك نظام الدوله دست اين پاشكسته برگرفت ، و بانواع عواطف بنواخت ، ابتدا به بحالى منصب قديم و عطاى خطاب موروثى سرفراز امتياز آورد ، و بتفويض تعلقهء ديوانى صوبجات دكن كه ارثيست ، بين الاقران تفوق بخشيد ، در بزم و رزم جليس خود ساخت ، و در معارك و مهالك مورد تحسين و نوازش داشت ، درين و لا بوفور مرحمت و قرب همنشينى آن امير بىنظير ممتازست ، و بمنتهاى منصب مرسوم الوقت و خطاب صمصام الملك سرفراز ، بمناسبت آن صارم تخلص مىكند ، و شعرى چند از گفتههاى خود بر صفحهء بياض بيادگار مىگذارد :
تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 744
مساهمون: أحمد گلچين معانى
ص٧٤٤